سپرى شد ، كشتگان خود را نزديك اين دير به خاك سپردند ، و سپس كسانى آن موضع را حفر كردند و جمجمهها را خارج ساختند و آن دير را دير الجماجم ناميدند . اين روايت از آن شرقى بن قطامى است .
محمد بن سائب كلبى گويد : مالك الرماح بن محرز ايادى جماعتى از پارسيان را بكشت و جمجمههاى ايشان را بر آن دير بياويخت پس آن را دير الجماجم ناميدند .
گويند كه دير كعب از آن قوم اياد بوده و به قولى به جماعت ديگرى متعلق بوده است . دير هند از آن مادر عمرو بن هند يعنى عمرو بن منذر بن ماء السماء بوده كه زنى از قوم كنده بوده است .
خانهء قمام دختر حارث بن هانى كندى نزديك خانهء اشعث بن قيس است . گويد : معبد بنو عدى به بنو عدى بن ذميل از قوم لخم منسوب است . گويند : طيزناباذ در اصل ضيزناباذ بوده و اسم آن تغيير كرده است و به ضيزن بن معاويه بن عبيد سليحى منسوب است و نام سليح عمر بن طريف بن عمران بن حاف بن قضاعه بوده است . دختر ضيزن ربة الخضر النضيره ، و مادرش جيهلة دختر تزيد بن حيدان بن عمرو بن حاف بن قضاعه بوده است .
گويد : كسى كه مسجد سماك در كوفه به وى منسوب است ، سماك بن مخرمة بن حمين اسدى از قوم بنو هالك بن عمرو بن اسد بوده و او كسى است كه اخطل دربارهاش گويد :
سماك بهر خاندانش مايهء فخرى ساخت وى تا دم مرگ بر كار خير پيشگامى همىكند من او را آهنگرى مىشمردم و مىشناختم لكن امروز رخت بر بست زجامهاش آن شرارهها
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٤٠٣