تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
هالك « 1 » نخستين كسى بود كه آهن ساخت و اولادش به اين خاطر مطمح عيب و عار بودند « 2 » . سماك به اخطل گفت : واى بر تو . چه دردى داشتى كه خواستى مرا مدح گويى و هجو كردى . سماك از بيم على بن ابى طالب از كوفه گريخته در رقه مقام كرده بود . ابن كلبى گويد : در كوفه محله‌يى است به نام بنو شيطان . وى شيطان بن زهير بن شهاب بن ربيعة بن ابى سود بن مالك بن حنظلة بن مالك بن زيد مناة بن تميم بوده است . ابن كلبى گويد : محل خانهء عيسى بن موسى كه امروزه به اين نام معروف است به علاء بن عبد الرحمن بن محرز بن حارثة بن ربيعة بن عبد العزى بن عبد شمس بن عبد مناف تعلق داشته كه در ايام ابن زبير بر يك چهارم كوفه حاكم بوده است . كوچهء ابن محرز به هم او منسوب است و در كوفه كوچه‌يى است منسوب به عميرة بن شهاب بن محرز بن ابى شمر كندى كه خواهرش را عمر بن سعد بن ابى وقاص داشت و حفص بن عمر را براى وى زاييد . صحراى شبث به شبث بن ربعى رياحى از قوم بنو تميم منسوب است . گويند : خانهء حجير در كوفه به حجير بن جعد جمحى منسوب است . و گويد كه چاه مبارك در مقبرهء جعفى به مبارك بن عكرمة بن حميرى جعفى منسوب است كه يوسف بن عمر او را بر قسمتى از سواد ولايت داده بود . آسياب عماره به عمارة بن عقبة بن ابى معيط بن ابى عمرو بن اميه منسوب است . و گويد كه جبانهء سالم به سالم بن عمار بن عبد الحارث از طايفهء بنو دارم بن نهار بن مرة بن صعصعة بن معاوية بن بكر بن هوازن منسوب است ، و بنو مرة بن صعصعة به مادرشان سلول دختر ذهل بن شيبان نسب مىبرند . گويند : صحراى بردخت به
هامش
( 1 ) . جد مشترك قوم بنو هالك كه سماك نيز از آن جمله بوده است . ( 2 ) . شرارهء جامه از سويى اشاره به وضع كار آهنگران و از سوى ديگر نشانهء همين عيب و عارى است كه دامن بازماندگان و قوم هالك را گرفته بود .