تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
از بنو اميه نيز چندين بار اصلاح شد . ابو مسعود و ديگران مرا گفتند كه يزيد بن عمر بن هبيره شهرى را در كوفه كنار فرات بنا كرد و در آن منزل گزيد و اندكى از آن مانده بود كه نامهء مروان به وى رسيد و به او بفرمود تا از مجاورت اهل كوفه اجتناب كند . وى آن موضع را ترك كرد و در كنار جسر سورا قصرى را كه به قصر ابن هبيره معروف است ، بساخت . چون ابو العباس بر سر كار آمد به آن شهر رفت و آنچه ناقص مانده بود تمام كرد و در آن بنايى ساخت و نام شهر را هاشميه نهاد . لكن مردم به عادت گذشته آن را به ابن هبيره نسبت مىدادند . وى گفت چنان كه مىبينم نام ابن هبيره از اين موضع برنخواهد افتاد . پس به ترك آن گفت و در برابرش هاشميه ديگرى ساخت و در آن منزل كرد . سپس انبار را براى اقامت برگزيد و شهر معروف خود را در آنجا بساخت ، و پس از مرگ همان جا به خاك سپرده شد . ابو جعفر منصور به جاى او نشست و در هاشميه كوفه منزل كرد و آنچه از آن مانده بود تمام كرد و به بناى آن افزود و شهر را به شكلى كه ميل داشت مجهز كرد . سپس از آنجا به بغداد نقل مكان كرد و مدينهء خود را بساخت و بغداد را تمصير كرد و آن را مدينة السلام ناميد و باروى قديمى شهر را كه از دجله آغاز و تا صراة ادامه داشت مرمت كرد . منصور ، عبد الرحمن بن حسن بن حسن بن على بن ابى طالب را به خاطر دو پسرش محمد و ابراهيم در هاشميه زندانى كرد و قبر او همان جا است . منصور در كوفه رصافه را ساخت و به فرمودهء او آزاد كرده‌اش ، ابو الخصيب مرزوق قصرى را كه به قصر ابو الخصيب معروف شد ، روى پايه‌هاى بناى كهنى براى وى بساخت . گويند كه ابو الخصيب آن قصر را براى خود بنا كرد و منصور در آنجا به ديدن وى مىرفت . اما خورنق قصرى قديم و پارسى بود كه نعمان بن امرى القيس