تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
ابن كلبى گويد : معبد بنو مازن در حيره به قومى از ازد يعنى بنو عمرو بن مازن ، كه جزء قبيله ازد است و ازديان از غسانيان‌اند ، منسوب است . هم او گويد كه حمام عمر به عمر بن سعد بن ابى وقاص منسوب است . گويند : شهارسوج بجيله در كوفه به بنو بجله منسوب است و آنان اولاد مالك بن ثعلبة بن بهثة بن سليم بن منصوراند ، و بجله مادر ايشان است كه نسب اين قوم متأثر از نام اوست . مردم به غلط بجيله گويند . دشت عرزم به مردى به نام عرزم منسوب است كه در آنجا خشت مىزده است . خشتهاى آنجا نامرغوب و بانى و سفال آميخته بود و گاهى آتش گرفته ديوار را دچار حريق مىكرد . ابن عرفه از اسماعيل بن عليه و او از ابن عون روايت كرد كه ابراهيم نخعى وصيت كرد خشت عرزمى بر گور او ننهند . برخى از اهل كوفه گويند كه اين عرزم مردى از بنو نهد بوده است . جبانهء بشر به بشر بن ربيعة بن عمرو بن منارة بن قمير خثعمى منسوب است ، كه مىگويد : اشترم بر دروازهء قادسيه همىنالد كه سعد بن وقاص بر من امير است ابو مسعود گويد : در كوفه موضعى به نام عنترهء حجام ناميده مىشد كه مردى سياه‌چرده بود . هنگامى كه خراسانيان به كوفه آمدند به جاى آن حجام عنتره گفتند و نام آن موضع به همين نحو در زبان مردم بماند . همانند آن موضعهاى ديگرى است به نامهاى حجام فرج ، و ضحاك رواس ، و بيطار حيان كه او را رستم و صليب نيز گويند و در حيره واقع است . هشام بن كلبى گويد : زراره به زرارة بن يزيد بن عمرو بن عدس