تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
شركت داشتند . سپس رهسپار شده همراه مسلمانان در كوفه منزل كردند . هشام بن محمد بن سائب كلبى گويد : دشت سبيع به اولاد سبيع بن سبع بن صعب همدانى و صحراى اثير به مردى از بنو اسد به نام اثير منسوب است . دكان عبد الحميد به عبد الحميد بن عبد الرحمن بن زيد بن خطاب عامل عمر بن عبد العزيز بر كوفه و صحراى بنو قرار به طايفهء بنو قرار بن ثعلبة بن مالك بن حرب بن طريف بن نمر بن يقدم بن عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار منسوب است . گويد كه دار الروميين زباله‌دانى اهل كوفه بود ، و زباله و خاشاك در آن مىريختند تا آنكه عنبسة بن سعيد بن عاصى از يزيد بن عبد الملك خواست كه آن را به اقطاع وى دهد و او آن را اقطاع وى قرار داد و عنبسه خاك آن را به صد هزار و پنجاه هزار درهم از آن جاى نقل كرد . ابو مسعود گويد : سوق يوسف در حيره به يوسف بن عمر بن محمد بن حكم بن ابى عقيل ثقفى پسر عم حجاج بن يوسف بن حكم بن ابى عقيل كه عامل هشام بر عراق بود ، منسوب است . ابو الحسن على بن محمد و ابو مسعود مرا گفتند كه حمام اعين به اعين آزاد كردهء سعد بن ابى وقاص منسوب است و اين اعين همان است كه حجاج بن يوسف او را نزد عبد الله بن جارود عبدى اهل رستقاباذ فرستاد و آن هنگامى بود كه وى سر به مخالفت برداشته و مردم نيز با وى بر سر اخراج حجاج از عراق و تقاضا از عبد الملك براى گماردن ديگرى همداستان شده بودند . چون اعين رسالت خود ادا كرد عبد الله گفت : اگر فرستاده نبودى ، هر آينه تو را مىكشتم . ابو مسعود گويد : شنيدم كه حمام پيش از وى به مردى از طايفهء عباد به نام جابر تعلق داشت و او برادر حيان است كه اعشى از او ياد كرده است . وى صاحب آب بند جابر در حيره نيز بود . اعين حمام را از ورثهء جابر خريدارى كرده بود .