تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
وى چنان كرد و نسير به آن قبيله آمد و بر آنان شبيخون زد و غنائم و بردگان گرفت و به ناحيه تكريت در صحرا آمد ، و مسلمانان غنائم به چنگ آوردند . ابو مسعود كوفى به نقل از محمد بن مروان مرا حكايت كرد كه نسير به عكبراء آمد و اهل آن را امان داد و ايشان براى وى و همراهانش طعام و علوفه بياوردند ، سپس به بردان آمد و اهل آن شروع به گريختن از پيش روى مسلمانان كردند . وى به ايشان گفت : باكى نيست و همان به منزلهء امان بود . گويد كه وى سپس به مخرم آمد . ابو مسعود گويد : مخرم را آن زمان به اين نام نمىخواندند تا آنكه يكى از اولاد مخرم بن حزن بن زياد بن انس بن ديان حارثى در آنجا منزل گزيد و به روايت هشام بن محمد كلبى از آن پس به اين نام خوانده شد . آنگاه مسلمانان از پلى كه در كنار قصر شاپور زده شده بود عبور كردند و آن قصر را امروزه قصر عيسى بن على مىخوانند . خرزاد پسر ماهبنداذ كه نگاهبان قصر بود برون آمد و مسلمانان با او جنگيده منهزمش ساختند . سپس بازگشته به عين التمر آمدند . واقدى گويد : مثنى بن حارثه پس از نبرد پل و بازگشتش با مسلمانان ، نسير و حذيفة بن محصن را با سوارانى به خفان فرستاد و آن در عهد خلافت عمر بن خطاب بود . ايشان بر قومى از بنو تغلب تاخته به تكريت رفتند و مواشى بسيار نصيبشان شد . عتاب بن ابراهيم بنا به آنچه ابو مسعود براى من حكايت كرد ، گويد كه نسير و حذيفه اهل تكريت را امان داده عهدنامه‌يى براى ايشان بنوشتند . عتبة بن فرقد سلمى هنگام فتح طيرهان و موصل اين عهدنامه را به انفاذ رسانيد . هم او گويد كه نسير از سوى خالد بن وليد گسيل شد و بر قريه‌هاى مسكن و قطربل تاخت و غنائم نيكويى از آنها
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 355 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل