تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
از تاختن اين فوج در هراس افتاد كسرى ، و مىرفت كه در ايوان شكاف افتد مسلمانان كه بر حذر بودند دليرى يافتند آرى كاز گردش حوادث عبرتها توان گرفت وى سپردن ره آسان بكرد و ديگران از پىاش روان شدند ، كه كارها همه بر دنباله رفتن است « 3 » چون مسلمانان به خرزاد برخوردند ، يكى از ايشان گفت : پارسى هراسان پناه از ما همىبرد آنگه كه پايين ديدگاه به وى رسيديم به هر ماديان لاغر ميان و باريك و دست آموزى اين سان ره گريز مىسپرند خيل كافران منظور از ديدگاه ، بلندى تل عقرقوف است . رفتن خالد به شام در ماه ربيع الاخر و به قولى در ماه ربيع الاول سال سيزده انجام شد . جماعتى گفته‌اند كه خالد از عين التمر به دومه آمد و آن را بگشود ، و سپس به حيره رفت و از آنجا روانهء شام شد ، لكن خبر صحيح‌تر اين است كه رفتن وى از عين التمر انجام شد .
هامش
( 3 ) . مسلمانان از حملهء به ايران حذر مىكردند و نخستين كسى كه آنان را به جنگ با ايرانيان تشجيع كرد مثنى بن حارثه بود . شعرى كه در متن نقل شده به همين نكته اشاره مىكند .