به چنگ آورد . گويند : خالد از عين التمر به شام رفت و به مثنى بن حارثه گفت : رحمت خداى بر تو باد ، به خانه و ديار خويش باز گرد .
از تو هيچ قصور و سستى سر نزد . شاعر گويد :
با افواج خويش سحرگاهان بر قوم بكر و بر قبيلهء قضاعه بتاختيم بىهراس مأوايشان را بگرفتيم و اسبان به زير سم بكوفتند هر بزرگزادهء گردنفرازى را يعنى كسانى كه در بازار آن سوى انبار بودند « 1 » . ديگرى گويد :
مثنى را در عال نبردى بود و حاضران نبرد جمعى از قبيلهء وى بودند منظور از عال ، بلاد انبار و بادوريا و قطربل و مسكن است و مراد سوق بغداد است « 2 » .
هامش
( 1 ) . يعنى همان بازارى كه عشاير كلب و بكر بن وائل و قضاعه در آن گرد آمده بودند و مثنى بن حارثه بر آن جماعات تاخت و بازار را غارت كرد .
( 2 ) . همان گونه كه قبلا گفته شد ، ايرانيان سرزمين سواد را به دوازده استان و شصت شهرستان تقسيم كرده بودند . استان عال از جملهء اين دوازده استان بوده و شهرستانهاى انبار و بادوريا و قطر بل و مسكن را دربرمىگرفته است . با اين توضيح ، مراد از عبارت متن اين است كه وقتى شاعر مىگويد مثنى در عال نبردى داشته تمامى استان عال را مورد نظر دارد كه شامل شهرهاى انبار و غيره بوده و طبعا سوق بغداد را هم در بر مىگرفته است . لكن به طور دقيق همان حملهء به سوق بغداد مورد نظر است كه از سوى مثنى انجام پذيرفت .