مزارع را اقطاع سپاهيان قرار داد ، و دژ قلوذيه را نيز بساخت .
طاغيه قسطنطين با بيش از يكصد هزار تن بيامد و بر جيحان منزل كرد و چون خبر كثرت شمار تازيان به وى رسيد ، منصرف شد . كسى را شنيدم كه مىگفت : در اين غزوه نصر بن مالك خزاعى و نصر بن سعد كاتب آزاد كردهء انصار همراه عبد الوهاب بودند .
شاعر در اين باب گويد :
دو نصر بر گرد تو فراهماند : نصر بن مالك و نصر بن سعد و نصرت تو زين همه نصر عظيم گشت در سال صد و چهل و يك محمد بن ابراهيم با سپاهى از مردم خراسان به غزاى ملطيه رفت و فرماندهى طليعهء سپاه وى با مسيب بن زهير بود . در آن شهر مرابطه بگمارد تا دشمن بر آن طمع نكند . آنگاه اهل شهر كه باقى بودند به آنجا باز گشتند . روميان در خلافت رشيد متعرض ملطيه شدند ، لكن بدان دست نيافتند و رشيد رحمه الله با آنان جنگيد و قلع و قمعشان كرد .
گويند : ابو عبيدة بن جراح زمانى كه در منبج بود ، خالد بن وليد را به ناحيه مرعش فرستاد و او دژ آن بلد را بر اين قرار بگشود كه مردمش به ترك آن گويند ، و سپس شهر را خراب كند . سفيان بن عوف غامدى زمانى كه در سال سى به غزاى روميان رفت از مرعش رهسپار شد و بلاد روم را درنورديد . معاويه مدينهء مرعش را بساخت و سپاهى را در آن سكنى داد و چون يزيد بن معاويه بمرد يورشهاى روميان بر آن شهر فزونى گرفت و مردم از آنجا بكوچيدند . عبد الملك پس از آنكه پدرش مروان بن حكم بمرد و خود در طلب خلافت برآمد با روميان به شرط پرداخت چيزى به ايشان صلح كرد . چون سال هفتاد و چهار فرا رسيد محمد بن مروان
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٢٧١