تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
داشته بود . عبد الوهاب از اين رفتار بر سر غيظ شد و به ابو جعفر نوشت كه خود مردمان را طعام مىدهد و حسن دو چندان اطعام مىكند ، و قصد آن دارد كه از وى برتر نمايد و كار او را خراب كند و با اسراف و تظاهر وى را لئيم جلوه دهد و مناديانى دارد كه وسيلهء ايشان مردم را به خوان خويش همىخواند . ابو جعفر به وى نوشت : اى كودك ! حسن از مال خود اطعام مىكند و تو از مال من . آنچه گويى ناشى از ناتوانى در خطر كردن و بىهمتى و سفاهت رأى است . و به حسن بنوشت تا اطعام كند ، لكن مناديان نفرستد . حسن مىگفت : هر كه زودتر به شرفه « 1 » رسد او را چنين و چنان خواهم داد ، و مردمان در كار به جد مىشدند ، تا ساختن ملطيه و مسجد آن را در شش ماه به پايان رسانيدند . براى سپاهيانى كه در آنجا مقيم ساخت منزل بنا كرد ، هر عرافه‌يى را دو حجرهء تحتانى و دو غرفهء فوقانى و اصطبلى بداد . هر عرافهء مشتمل بر ده الى پانزده مرد است . براى ملطيه مسلحه‌يى در سى ميلى شهر بساخت . مسلحهء ديگرى نيز كنار نهر قباقب ساخت كه آن نهر به فرات مىريخت . منصور چهار هزار جنگجو از مردم الجزيره را در ملطيه اسكان داد ، زيرا كه اين شهر از ثغور ايشان به شمار بود ، و براى هر مردى ده دينار افزون بر عطاى اصلى ايشان مقرر داشت و معونه‌يى به يكصد دينار بداد ، و اين سواى جعلى « 2 » بود كه قبايل بين خود مقرر مىدارند . و آن شهر را به سلاح مجهز كرد ، و
هامش
( 1 ) . كنگرهء بالاى بارو . ( 2 ) . قبايل عرب مزد يا مبلغ معينى را تعيين مىكردند ، كه آن را جعل يا جعاله ناميدند ، و به كس يا كسانى تعلق مىگرفت كه حاضر باشند به جاى اشخاص ديگرى خدمات جنگى انجام دهند .