تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
يافت و به ايشان گفت : اى مردم ملطيه من سوى شما نيامدم جز با آگاهى از كار شما و گرفتارى فرمانروايتان كه پرداختن به كار شما را نتواند . پس بپذيريد كه شما را امان دهم و شهر را تهى كنيد تا آن را ويران سازم و آنگاه از شما دست كشيده ، رهسپار شوم . ايشان ابا كردند و او منجنيقهايى بر شهر بگمارد و چون بلا بر ايشان سخت شد و محاصره تابشان را بگرفت ، از او خواستند كه به ايشان اطمينان دهد و او چنان كرد . آنگاه آمادهء كوچ شدند و آنچه را سبك بار بود برگرفتند و هر چه را سنگين بيافتند در چاهها و خفاگاهها بيفكندند . سپس از شهر برون رفتند و روميان دو صف بر دو سوى دروازهء شهر تا خروج همهء اهالى بگماردند ، كه شمشيرها بركشيده و سر هر تيغى را بر سر تيغ مقابل نهاده سقفى همچون طاق پل پديد آورده بودند . سپس ايشان را بدرقه كردند تا به جاى امنى رسيدند و به سوى الجزيره رفته در آنجا پراكنده شدند . روميان ، ملطيه را ويران كردند و از آن چيزى به جاى نگذاشتند ، جز انبار غله كه تنها بخش اندكى از آن را خراب كردند . قلعهء قلوذيه را نيز منهدم ساختند . چون سال صد و سى و نه رسيد منصور نامه‌يى به صالح بن على نوشت و به او فرمان داد تا ملطيه را بسازد و مستحكم كند ، و سپس بر اين رأى شد كه عبد الوهاب بن ابراهيم امام را به ولايت الجزيره و ثغور آن گمارد . وى به سال صد و چهل رهسپار شد و حسن بن قحطبه با سپاهيانى از اهل خراسان نيز همراه وى بود ، و بر عهدهء مردم شام و الجزيره نهاد كه افواجى را گسيل دارند . پس هفتاد هزار تن همراه وى شدند و بر ملطيه اردو زد . فعله از همهء بلاد گرد آمد و به ساختن شهر آغاز كرد . حسن بن قحطبه بارها خود سنگ حمل مىكرد و به دست بنايان مىداد و مردمان را از مال خويش شام و ناهار اطعام مىكرد و خوان گسترده‌يى بر پاى