تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
عياض الجزيره و شهرهاى آن را به صلح و ارض آن را به عنوه بگشود . به روايتى عياض چون از رقه به حران آمد ، آن شهر را خالى يافت و اهل آن به الرها رفته بودند و چون الرها را فتح كرد ، ايشان همان جا با وى در باب شهر خود صلح كردند ، و آن صلحى همانند صلح الرها بود . ابو ايوب رقى مؤدب از حجاج بن ابى منيع رصافى و او از پدر خويش و او از جد وى روايت كرد كه گفت : عياض رقه و سپس الرها و آنگاه سميساط را به صلح واحدى بگشود . سپس به سروج و راسكيفا و ارض بيضاء آمد و بر آن سرزمين غلبه كرد و دژها را به صلحى مانند صلح الرها بگشود . آنگاه مردم سميساط از عهد خود تبرى جستند و چون آن خبر به وى رسيد سوى ايشان بازگشت و در حصارشان گرفت تا آن بلد را بگشود . و او را آگاهى دادند كه اهل الرها عهد خويش بشكسته‌اند . چون سوى ايشان رفت ، دروازه‌ها را به رويش بگشودند و او به شهر وارد شد و عامل خود را با گروهى بر آن بگمارد . سپس به قريه‌هاى فرات كه همان جسر منبج و توابع آن است ، رفت و آنها را به همان نحو بگشود و به عين الورده رفت كه همان رأس العين است . اين موضع در برابر وى مقاوم ماند و او آن را رها كرد و به تل موزن رهسپار شد و اين بلد را به صلحى مانند صلح الرها به سال نوزده بگشود . عياض حبيب بن مسلمهء فهرى را به قرقيسيا فرستاد ، و او آن بلد را به صلحى همانند صلح رقه فتح كرد ، و عياض خود آمد را بدون جنگ و به صلحى مانند الرها بگشود ، و نيز ميافارقين را به صلحى از همين گونه مفتوح ساخت و دژ كفرتوثى را بگشود و نصيبين را پس از جنگيدن به صلحى مانند صلح الرها فتح كرد و نيز طور عبدين و دژ ماردين و دارا را به همين‌سان بگرفت و قردى