سپاهيان را به اطراف گسيل داشت كه از قريهها اسيران و طعام فراوان بياوردند و در آن هنگام كشتهها درو شده بود . چون پنج يا شش روز گذشت و آنان در همين حال بودند ، بطريق شهر كس پيش عياض فرستاده طلب امان كرد . عياض با او صلح كرد ، بر اين قرار كه همهء اهل شهر بر جانها و كودكان و اموال و شهر خود ايمن باشند . عياض گفت : زمين از آن ما است ، زيرا كه آن را مقهور و احراز كردهايم . سپس به شرط پرداخت خراج ، اراضى را در دست ايشان باقى گذارد ، و بر زمينهايى كه اهل ذمه در آن مقيم نشده و به دست مسلمانان رها كرده بودند ، عشر قرار داد .
جزيه سرانه بر ايشان وضع كرد ، و هر مردى ملزم شد دينارى در هر سال بپردازد ، و زنان و كودكان را از اين الزام خارج ساخت .
علاوه بر يك دينار ، چند قفيز « 1 » گندم و مقدارى روغن و سركه و عسل نيز بر عهدهء آنان مقرر داشت ، و اين جمله را معاويه پس از ولايت يافتن جزيه ايشان قرار داد . آنگاه دروازههاى شهر را گشودند و براى مسلمانان بازارى نزديك دروازهء الرهاء بر پاى داشتند . عياض اين عهدنامه را براى ايشان بنوشت :
بسم الله الرحمن الرحيم . اين است آنچه عياض بن غنم روز ورود به رقه به اهل آن عطا كرد . آنان را بر جانها و اموال و كليساهايشان امان داد كه خراب نشود و كسى در آنها سكونت نگزيند ، ما دام كه جزيه مقرر را بپردازند و غائله بر پاى ندارند . بايد كه كليسا يا معبدى احداث نكنند و ناقوس و باعوث « 2 » و صليب ظاهر نسازند .
هامش
( 1 ) . در اين مقام ، واحد حجم و پيمانهيى است برابر دوازده صاع . قفيز به عنوان واحد وزن و مساحت زمين نيز به كار مىرود . در برخى نواحى ايران تا چندى پيش واحد زمان براى آبيارى بود .
( 2 ) . نماز باران و نماز عيد فصح نصارى .