تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
را در كار پديد آورده است و خردمند را زيبد كه به ترك آن گويد . بر اثر ايغاراتى كه در ثغور جارى بود ، ميزان وجوه ده يك دريافتى از اراضى كاهش يافت ، چنان كه هزينه‌ها را تكافو نمىكرد . پس المتوكل على الله در سال دويست و چهل و سه بفرمود تا اين گونه ايغارات را ابطال كنند ، و چنين شد .

فتحهاى الجزيره

داود بن عبد الحميد قاضى رقه از پدر خود و او از جد وى و او از ميمون بن مهران روايت كرد كه الجزيره را تماما عياض بن غنم پس از وفات ابو عبيده گشود ، و عمر وى را بر آن ناحيه ولايت داد . ابو عبيده عياض را به جانشينى خود بر شام گمارده بود ، و عمر بن خطاب نخست يزيد بن ابى سفيان و سپس معاويه را بر شام ولايت داد ، و عياض را بفرمود تا به غزاى الجزيره رود . حسين بن اسود از يحيى بن آدم و او از جمعى از جزريان « 1 » و ايشان از سليمان بن عطاء قرشى نقل كردند كه ابو عبيده عياض بن غنم را به الجزيره فرستاد ، و هنگام وفات ابو عبيده عياض در آنجا بود ، و سپس عمر او را بر آن ديار ولايت داد . بكر بن هيثم از نفيلى عبد الله بن محمد و او از سليمان بن عطاء حكايت كرد كه چون عياض بن غنم ، كه ابو عبيده وى را گسيل داشته بود ، الرها را فتح كرد ، سوار بر اسب كميت « 2 » خود بر دروازهء شهر بايستاد و با اهل بلد بر اين قرار صلح كرد كه معبد ايشان
هامش
( 1 ) . يعنى مردم الجزيره . ( 2 ) . كميت : اسب سرخ مايل به قهوه‌يى با يال و دم سياه .