تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
خراب كردند . گويند : كسى كه « انطاكيه سوخته » را در بلاد روم به آتش كشيد ، عباس بن وليد بن عبد الملك بود . گويند : تل جبير به مردى از فارسيان انطاكيه منسوب است كه او را در آن موضع نبردى رخ داده بود ، و از طرسوس كم از ده ميل دور است . و گويند كه دژ ذو الكلاع همان ذو القلاع است ، زيرا سه قلعه دارد و نام آن تحريف شده است . معنى نام اين دژ در زبان رومى دژى است كه سر به ستارگان مىكشد . و گويند : كليساى صلح را از آن رو بدين نام خوانند كه چون روميان مال الصلح خود را براى رشيد مىآوردند ، در آنجا منزل كردند . مرج حسين به حسين بن مسلم انطاكى منسوب است كه در آنجا نبرد كرده و دشمن را مقهور ساخته بود . گويند مهدى پسر خود هارون الرشيد را در سال صد و شصت و سه به غزا فرستاد و او اهل صمالو را به محاصره گرفت . اين واژه همان است كه عامه آن را سمالو مىگويند . آنان براى اهل ده خانه ، كه امير بلد نيز جزء ايشان بود ، امان طلبيدند و اين خواسته اجابت شد . شرط امان ايشان اين بود كه ميان آنان جدايى افكنده نشود . اين جماعت را در باب شماسيه بغداد منزل دادند ، و آنان نام موضع خود را سمالو نهادند كه معروف است . به قولى ديگر جماعت مذكور پذيرفتند كه مهدى دربارهء ايشان حكم كند ، و او آنان را زنده گذارد و در آن موضع گرد آورد و بفرمود تا آن را سمالو نامند . به فرمان رشيد نسبت به باقى كسانى كه در دژ مانده بودند جار زده شد و آن جماعت به فروش رسيدند . يك مرد حبشى كه رشيد و مسلمانان را دشنام داده بود ، دستگير و بر فراز برجى از برجهاى دژ مصلوب گشت . احمد بن حارث واسطى از محمد بن سعد و او از واقدى روايت كرد كه در سال صد و هشتاد رشيد فرمان داد تا به ساختن شهر