در انديشهء رفتن به طرسوس و مستحكم ساختن آن و گماردن جنگجويان در آنجا هستند . پس هرثمة بن اعين را در سال صد و هفتاد و يك به صائفه فرستاد و به وى فرمان داد تا طرسوس را عمران كند و در آن بناها بسازد و تمصير كند . وى چنان كرد ، و به دستور رشيد اين كار را به فرج بن سليم خادم سپرد و وى را وكيل در ساختن آن شهر قرار داد و خود به مدينة السلام رفت و نخستين گروه سپاهيان اعزامى از اهل خراسان را كه سه هزار تن بودند ، گسيل داشت كه به طرسوس وارد شدند . سپس گروه دوم را فرستاد كه دو هزار مرد بودند ، يك هزار از اهالى مصيصه و هزار ديگر از مردم انطاكيه ، و براى هر مرد ده دينار اضافه بر ده دينار كه اصل عطاى ايشان بود ، مقرر داشت . اين دو گروه در آغاز محرم سال صد و هفتاد و دو نزديك باب الجهاد مدائن اردو زدند تا بناى طرسوس و استحكامات آن و ساختن مسجدش به پايان رسيد .
فرج اراضى بين دو نهر را مساحى كرد و آن به چهار هزار قطعه زمين ، هر قطعه بيست ذراع در بيست ذراع ، بالغ گرديد . اين اراضى را به اهل طرسوس به اقطاع سپرد ، و دو گروه سپاهى را در ماه ربيع الاخر سال صد و هفتاد و دو در آن بلد اسكان داد .
گويند : عبد الملك بن صالح ، يزيد بن مخلد فرازى را بر طرسوس ولايت داد . لكن خراسانيان مقيم آن بلد وى را طرد كردند ، زيرا كه به خاطر هبيريه او را مبغوض مىداشتند . ابو الفوارس به جاى وى نشست ، و عبد الملك بن صالح آن را تأييد كرد . اين واقعه به سال يكصد و هفتاد و سه رخ داد .
محمد بن سعد از واقدى روايت كرد كه اهل سيسيه ترك بلد كرده در سال صد و نود و چهار ، يا صد و نود و سه ، به اقصاى روم رفتند .
سيسيه كرسى تل عينزربه است كه در خلافت المتوكل على الله به دست على بن يحيى ارمنى عمران شد ، و سپس روميان آن را
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 246
مساهمون: أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري )
ص٢٤٦