محمد بن سعد به نقل از واقدى مرا حكايت كرد كه حسن بن قحطبهء طائى در سال صد و شصت و دو به سركردگى سپاهى از اهل خراسان و موصل و شام و نيروهاى كمكى يمن و داوطلبان عراق و حجاز به غزاى بلاد روم رفت و از سمت طرسوس به نبرد شتافت و به مهدى خبر داد كه ساختن و مستحكم كردن طرسوس و گماردن جنگجويان در آن چه فوايدى براى مسلمانان مىتواند داشته باشد و تا چه اندازه در مهار كردن و ممانعت دشمن از كيدها و كوششهايى كه معمول مىدارد ، موثر خواهد بود . حسن در آن جنگ آزمون شجاعت نيكويى داد و سرزمين روم را زير پاى نهاد و مقهور ساخت ، چنان كه او را شيتن « 1 » نام نهادند . در آن جنگ مندل عنزى محدث كوفى و معتمر بن سليمان بصرى همراه وى بودند .
محمد بن سعد از سعد بن حسن روايت كرد كه چون حسن از بلاد روم خارج شد در مرج طرسوس فرود آمد ، و از آنجا به شهر رفت كه خراب شده بود . پس شهر را نظاره كرد و از همه سوى دور آن بگشت و از شمارهء نفوس جويا شد ، و آنان را يكصد هزار بيافت . پس چون نزد مهدى آمد امور آن شهر را براى او وصف كرد و وى را خبر داد كه ساختن و گماردن نگهبانان بر آن بلد تا چه حد مىتواند سبب غيظ دشمن و مهار كردن وى و نيرومندى اسلام و اهل آن گردد . و نيز دربارهء الحدث خبرهايى داد كه رغبت وى را در ساختن مدينهء آن برانگيخت . مهدى به وى دستور داد كه طرسوس را بسازد و بناى مدينهء حدث را نيز آغاز كند . پس آن مدينه ساخته شد . مهدى همچنين وصيت به ساختن طرسوس كرد .
چون سال صد و هفتاد و يك رسيد ، رشيد را خبر دادند كه روميان
هامش
( 1 ) . به معنى شيطان .