تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
و دلالت كرده‌اند ، مىگفت : چنين جماعتى اگر اهل ذمه باشند عهدشان شكسته و از ذمه خارج گشته‌اند و والى اگر خواهد ، تواند كه آنان را بكشد و مصلوب كند ، و اگر طرف عقد صلح باشند ، در ذمهء مسلمانان داخل نشده‌اند و والى بىاعتبارى عهدشان را به ايشان اعلام خواهد داشت . على سواء ، ان الله لا يحب كيد الخائنين « 1 » . و اسماعيل بن عياش نوشت : اهل قبرس ذليل و مقهورند . روميان بر جانها و زنهايشان چيره مىشوند و بر ما زيبنده است كه از ايشان دفاع و حمايت كنيم . حبيب بن مسلمه در عهد نامهء خود براى اهل تفليس نوشت : اگر چنين پيش آيد كه مسلمانان از كار شما غافل مانند و دشمن بر شما چيره شود ، در حالى كه شما بر عهد خود وفادار هستيد ، اين رخداد به منزلهء نقض عهد شما نخواهد بود . به رأى من اهل قبرس بايد بر عهد و ذمهء خود باقى گذارده شوند . زمانى كه وليد بن عبد الملك ايشان را به شام كوچانيد ، مسلمانان را ناپسند آمد و فقهاء را گران افتاد ، و چون يزيد بن وليد بن عبد الملك ولايت يافت ، آنان را به قبرس بازگردانيد و مسلمانان را اين كار او پسند آمد و آن را از دادگرى دانستند .
هامش
( 1 ) . على سواء ، دنبالهء آيهء 58 از سورهء انفال است كه قبلا معنى آن بيان شد . مفهوم باقى عبارت چنين است : زيرا كه خداوند كيد خائنان را دوست ندارد . مجموع عبارت ز آيهء 58 ، سورهء انفال گرفته شده ، لكن قابل ذكر اين كه در آيهء 58 مذكور كلمه « كيد » به كار برده نشده است ( متن آيه چنين است :فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ. لفظ « كيد » در عبارت مشابهى در جاى ديگر قرآن يعنى آيهء 52 سورهء يوسف آمده است كه متن آن چنين است : ذلك ليعلم انى لم اخنه و ان الله لا يهدى كيد الخائنين .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 227 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل