تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
تستيقن خيانتهم « 1 » » . به ديدهء من بايد نقض عهد ايشان ابلاغ و يك سال مهلت داده شود تا شور كنند . آنگاه هر يك از ايشان كه خواهد به بلاد مسلمين آيد ، به شرط آنكه ذمه « 2 » شود و خراج دهد از وى پذيرفته شود ، و هر كه خواهد به بلاد روم رود چنان كند و آنان كه خواهند در قبرس مانند و جنگ كنند ، دشمن شناخته شده و با ايشان قتال و جنگ خواهد شد . ولى لزوم انتظار يك ساله من باب حجت بر ايشان و وفاى به عهد قطعى است . در جوابى كه مالك بن انس نوشت ، آمده بود : امان اهل قبرس قديم است و واليان به ايشان داده‌اند ، زيرا اقرار قبرسيان را به اين شرايط ذل و كوچكى براى ايشان مىشمردند و از قدرت و چيرگى مسلمانان مىدانستند كه از آنان جزيه دريافت كنند و از طريق ايشان بر دشمنان فرصتى يابند . من كسى از واليان را نشنيده‌ام كه عهد صلح ايشان را نقض كرده يا آنان را از بلدشان اخراج كرده باشد و به نظر من نبايد قبل از اتمام حجت ، در اعلام لغو قرار داد و نقض عهد ايشان شتابى به كار برده شود ، زيرا خداوند گويد :
فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ
« 3 » و اگر پس از
هامش
يا خواهى شكست ) تا ايشان و تو يكسان باشيد ( در آگاهى از شكستن پيمان ) سورهء انفال ، آيهء 58 ( از تفسير خواجه عبد الله انصارى ) . ( 1 ) . مفهوم اين جمله چنين است : « عهد را مشكن و شكستن عهد را به ايشان خبر مده تا از خيانتشان يقين حاصل كنى . » مراد اين است كه صرف بيم از خيانت موجد حق « نبذ » براى مسلمانان است . ( نبذ به معنى بر هم زدن قرار داد و اعلام آن به طرف است ) و براى اين كار ضرورتى ندارد كه از وقوع خيانت يقين حاصل شود . ( 2 ) . يعنى در زمرهء اهل ذمه قرار گيرند . ( 3 ) . بريد ايشان را پيمان كه با ايشان كرديد تا به آن درنگ كه ايشان را نامزد
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 225 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل