تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
آن به راه راست نيامده و غش و خيانت فرونگذارند و غدر ايشان ثابت شود ، آنگاه مىتوان بر آنان تاخت . ولى اين كار بايد پس از حصول آن اخطار باشد كه در آن حال نصرت و پيروزى نصيب گشته و ذلت و خوارى از آن ايشان خواهد شد ، ان شاء الله تعالى . و سفيان بن عيينه چنين نوشت : من خبر ندارم كه پيامبر ( ص ) با قومى عهدى بسته و آن قوم نقض عهد كرده باشند و او قتل ايشان را جايز نشمرده باشد ، جز اهل مكه كه بر آنان منت نهاد . نقض عهد ايشان به اين گونه بود كه حليفان خود را در جنگ با خزاعه كه حليف رسول الله ( ص ) بودند ، يارى دادند . و در مورد اهل نجران كه شرط شده بود رباخوارى نكنند و آنان ربا خوردند عمر رحمه الله حكم به جلاى ايشان داد . اجماع جماعت ما بر اين است كه اگر كسى نقض عهد كند ذمه‌يى براى او نخواهد بود . و موسى بن اعين نوشت : اگر امورى از اين گونه واقع شود بر واليان است كه در آن تأمل كنند . من از گذشتگان كسى را نديده‌ام كه عهد مردم قبرس يا ديگران را نقض كرده باشد و احتمال آن هست كه عامه و اكثريت مردم بر آنچه از خاصه بروز كرده ، يارى و مساعدت نكرده باشند . به رأى من بايد به عهد ايشان وفا كرد و بر شروطشان پايدار بود ، ولى اگر آنان اين كار كرده باشند ، از اوزاعى شنيدم در باب قومى ، كه با مسلمانان عقد صلح بسته و سپس مشركان را بر اسرار ايشان مطلع ساخته
هامش
كرده‌اند . سورهء توبه ، آيهء 4 . ( مراد اين است كه به پيمان بسته شده با كافران وفا كنيد تا آنگاه كه مدت قرار داد سرآيد ) .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 226 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل