تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨

كار حمص

عباس بن هشام از پدر خويش و او از ابو مخنف روايت كرد كه ابو عبيدة بن جراح چون از كار دمشق فراغت يافت ، خالد بن وليد و ملحان بن زيار طائى را پيشاپيش بفرستاد و خود در پى آن دو روان شد . چون به حمص رسيدند اهل شهر با ايشان مصاف دادند ، و سپس به شهر پناه برده امان و صلح خواستند . پس با آنان به صد هزار و هفتاد هزار « 1 » دينار مصالحه كردند . واقدى و ديگران گويند : آن زمان كه مسلمانان بر دروازه‌هاى شهر دمشق بودند ، ناگهان سواران بسيارى از دشمن بر ايشان تاختند . گروهى از مسلمانان سوى آنان شتافته بين بيت لهيا و ثنيه با يك ديگر تلاقى كردند . آن سواران هزيمت يافتند و از طريق قارا سوى حمص گريختند . مسلمانان در پى ايشان روان شدند تا به حمص رسيدند و دريافتند كه آنان از آن شهر برفته‌اند . اهل حمص مسلمانان را بديدند و به سبب فرار هرقل از ايشان و آنچه از قدرت تدبير و شجاعت و پيروزى مسلمانان شنيده بودند ، بيم در دل داشتند ، پس سر طاعت فرود آورده در طلب امان تسريع كردند . مسلمانان آنان را امان دادند و از ايشان دست بداشتند . اهل حمص علوفه و طعام براى مسلمانان آوردند و ايشان كنار ارنط اقامت گزيدند . منظور راوى ارند است و آن نهرى است
هامش
( 1 ) . اين نحوهء شمارش اعداد ، يعنى ذكر صدگان هزار و ده‌گان هزار به طور جداگانه و كامل ، نسبت به ترتيب شمارش كنونى در زبان عربى مشكلتر است و اين يكى از هزاران نمونهء تاريخى بر اثبات اين واقعيت است كه سير تكاملى زبان در جهت سهولت و سادگى است و به عبارت ديگر سهولت نشانهء كمال زبان است .