تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
نزديكى سقف ، كه به دستور وليد به سال هشتاد و شش ساخته شده ، نوشته‌يى بر سنگ مرمر كار نهاده‌اند . از هشام بن عمار شنيدم كه گفت : باروى دمشق همچنان بر پاى بود تا عبد الله بن على بن عبد الله بن عباس آن را پس از انجام كار مروان و بنو اميه ويران ساخت . ابو حفص دمشقى از سعيد بن عبد العزيز و او از مؤذن مسجد دمشق و ديگران روايت كرد كه مسلمانان پس از آمدن خالد ، بر بصرى گرد آمده ، آن را به صلح بگشودند ، و سپس در سرزمين حوران پراكنده شده بر تمامى آن غلبه يافتند . بزرگ اذرعات نزد ايشان آمد تا با او نيز همانند شرايط صلح اهل بصرى مصالحه شود ، بر اين قرار كه تمامى بثنيه سرزمين مشمول خراج شناخته شود . مسلمانان اين خواسته را اجابت كردند و يزيد بن ابى سفيان رهسپار شد تا بدانجا رسيد و با مردم آن عهد بست . مسلمانان امور كوره‌هاى حوران و بثنيه را به دست گرفتند ، و سپس به فلسطين و اردن رفته با مناطقى كه فتح نشده بود ، نبرد كردند . يزيد به عمان رفت و آنجا را به آسانى و به صلحى مانند صلح بصرى بگشود و بر سرزمين بلقاء چيره شد . زمانى كه ابو عبيده به ولايت رسيد ، مسلمانان اين همه را فتح كرده بودند و به هنگام فتح دمشق ، او امير مردمان شد ، جز آن كه عقد صلح به دست خالد انجام گرفت ، و او آن را تنفيذ كرد . يزيد بن ابى سفيان در زمان ولايت ابو عبيده روان شد ، و عرندل را به صلح تصرف كرد و بر سرزمين شراة و كوههاى آن غالب شد . گويد : سعيد بن عبد العزيز از وضين روايت كرد كه يزيد پس از فتح شهر دمشق به صيدا و عرقه و جبيل و بيروت رفت ، كه اين نواحى را سواحل گويند . بر مقدمهء سپاه او ، برادرش معاويه بود و آن نواحى را به آسانى بگشود و بسيارى از اهل سواحل جلاى
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 182 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل