تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
شام روايت كردند كه معاويه عكا را هنگامى كه مىخواست از آنجا به قبرس رود ، مرمت كرد و صور را نيز ترميم نمود . سپس عبد الملك بن مروان نيز آن دو شهر را كه خراب شده بودند ، از نو بساخت . هشام بن ليث از شيوخ خويش مرا حكايت كرد كه در صور و سواحل فرود آمديم كه در آنجا سپاهيانى از اعراب و جماعتى از روميان بودند . مردم شهرهاى مختلف به ما پيوستند و همراه ما به آنجا و همهء سواحل شام آمدند . محمد بن سهم انطاكى از مشايخى كه زمان ايشان را درك كرده بود ، مرا روايت كرد كه چون سنهء چهل و نه فرا رسيد ، روميان به سواحل رفتند . در آن زمان صناعت « 1 » فقط در مصر بود و معاويه فرمان داد تا كشتىسازان و نجاران را جمع كنند و آنان را گرد آورده در سواحل به كار گمارد . در اردن صناعت در عكا بود . هم او از قول ابو الخطاب ازدى گويد كه مردى از فرزندان ابو معيط در عكا چند آسياب و مستغلات « 2 » داشت . هشام بن عبد الملك خواست كه آنها را از وى بخرد و آن معيطى امتناع كرد . پس هشام صناعت را به صور آورد ، و در آنجا مهمانسرا و مستغل « 2 » ايجاد كرد . واقدى گويد : كشتيها همچنان در عكا مىبودند تا آنكه بنو مروان ولايت يافتند و سفائن را به صور آوردند كه تا امروز نيز در آنجا باقى است . المتوكل على الله در سال دويست و چهل و هفت فرمان داد كه كشتيها را در عكا و همهء سواحل به كار گيرند و به جنگجويان مجهز كنند .
هامش
( 1 ) . در اينجا به معنى صنعت و كارگاه كشتى سازى است . ( 2 ) . به معنى املاكى است كه زمين آن به فرمانروا يا بزرگى تعلق دارد و ديگران روى آن بناهايى ( بويژه دكان ) احداث مىكنند و اجرت زمين را به مالك عرصه مىپردازند .