تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
محاصره كرد . مرزبان زاره دعوت به جنگ تن به تن كرد و براء بن مالك با وى جنگ كرد و او را بكشت و سلب او را بگرفت كه به چهل هزار رسيد « 1 » . سپس مردى از اهالى زاره امان گرفت و بيامد ، بر اين قرار كه آب آشاميدنى مردم را نشان دهد و علاء را به چشمه‌يى كه بيرون زاره بود هدايت كرد . او آن چشمه را سد كرد و چون اين بديدند با وى صلح كردند ، بر اين اساس كه يك سوم شهر و يك سوم از تمامى زر و سيمى كه در آن است و نصف همهء آنچه را كه خارج شهر است به وى دهند . اخنس عامرى نزد علاء آمد و به وى گفت : آنان اولاد خود را در قرار داد صلح منظور نكرده‌اند ، و اين فرزندان در دارين هستند . كراز نكرى معبر كم عمقى را كه راه گذر به سوى ايشان بود به علاء بنمود و او با جماعتى از مسلمانان به دريا زد و اهل دارين فقط هنگامى كه صداى تكبير را شنيدند پى به ما جرى برده ، بيرون آمدند . پس با آنان از سه طريق به جنگ پرداختند و جنگجويان ايشان را بكشتند و كودكان و زنان را اسير كردند . مكعبر چون اين بديد ، مسلمان شد . كراز در اين باب گفت : علاء را هيبت بحر آنگه كه به آب اندر شد بگرفت و من دليرانه به عزم كفار دارين به دريا زدم خلف بزار و عفان از هشيم و او از ابن عون و يونس و ايشان از محمد بن سيرين روايت كردند كه گفت : براء بن مالك با مرزبان
هامش
( 1 ) . جامه‌ها و تمامى آنچه كشتهء جنگى همراه خود دارد و نصيب كشندهء او مىگردد ، در اصطلاح سلب ناميده مىشود . بنا به اين روايت سلب مرزبان ايرانى چهل هزار درهم ارزش داشته است .
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 125 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل