تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
كه اهل نجران طريق نصيحت در پيش گيرند و به تعهدات خويش به درستى عمل كنند ، و بر ايشان تكليفى به ظلم روا نخواهد شد . گواهان : ابو سفيان بن حرب ، غيلان بن عمرو ، مالك بن عوف از بنو نصر ، اقرع بن حابس حنظلى و مغيره . و نوشت « 1 » . يحيى بن آدم گويد عهدنامه‌يى در دست نجرانيان ديدم كه شبيه به همين نسخه بود و زير آن نوشته شده بود : و نوشت على بن ابى طالب . نمىدانم در باب آن چه بگويم . گويند كه چون ابو بكر صديق رضى الله عنه به خلافت رسيد نجرانيان را بر همان قرار بداشت و عهدنامه‌يى همانند عهد رسول الله ( ص ) براى ايشان بنوشت . و چون عمر بن خطاب رضى الله عنه خليفه شد ، نجرانيان به ربا خوارى پرداختند و شمارشان نيز افزون شد . عمر را از ايشان به خاطر اسلام بيم در دل آمد و آنان را از آن ديار براند و براى ايشان اين عهد بنوشت كه : اما بعد ، هر يك از مردم شام و عراق كه نجرانيان نزدشان روند ، زمينهاى كشتنى به حد كفايت به ايشان واگذارند و آنچه كشت كنند ، به جاى زمينهايى كه در يمن داشتند از آن خودشان خواهد بود . نجرانيان پراكنده شدند و برخى در شام و بعض ديگر در نجرانيه واقع در ناحيه كوفه مقيم شدند كه به نام ايشان خوانده شد . يهود نجران با نصارى به صلح درآمدند و همچون اتباع ايشان بودند . چون عثمان بن عفان به خلافت رسيد ، به وليد بن عقبة بن أبى معيط عامل خود در كوفه نوشت : اما بعد ، عاقب و اسقف و اشراف نجران نامه‌يى از رسول الله ( ص ) نزد من آوردند و قرار عمر را بر من بنمودند . از عثمان بن حنيف در اين باب پرسيدم و
هامش
( 1 ) . چنان كه ديده مىشود در خاتمهء اين سند نام كاتب حذف شده است . كسان ديگرى نيز همين متن را نقل كرده‌اند و در نقل ايشان نام كاتب ابو بكر ذكر شده است .