تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
باز گردانيد ، و هنگامى كه ابو العباس به خلافت رسيد ، يك روز كه در شهر كوفه ظاهر شد و از مسجد به منزل خود باز مىگشت ، سر راهش ايستاده رياحين بر راه ريخته و بر وى بيفشاندند . اين كار او را خوش آمد و ايشان در كار خود شكايت به وى بردند و قلت و كاهش خود و آنچه از عمر بن عبد العزيز و يوسف بن عمر ديده بودند ، به آگاهى او رسانيدند و گفتند ما را با اخوال تو از بنو حارث بن كعب نسبتى است . عبد الله بن ربيع حارثى نيز دربارهء ايشان وساطت كرد و حجاج بن ارطاة ادعايشان را تصديق نمود . پس ابو العباس صلوات الله عليه جزيهء دويست حله به بهاى هشت هزار درهم را بر ايشان اعاده كرد . ابو مسعود گويد : زمانى كه هارون الرشيد خليفه شد و به قصد حج به كوفه رفت ، كار خويش به وى باز نمودند و از فشار عمال بر خود شكايت كردند . پس فرمان داد تا عهدنامه‌يى برقرار دويست حله بر ايشان بنويسند و من اين نامه بديده‌ام ، و فرمود تا از مراجعهء عمال معاف باشند و حضورا جزيهء خويش به بيت المال دهند . عمرو ناقد ما را گفت كه عبد الله بن وهب مصرى از يونس بن يزيد و او از ابن شهاب زهرى روايت كرد كه آيه :
وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ
« 1 » در شأن كفار قريش و عرب نازل شد ، و دربارهء اهل كتاب آيه :
قاتِلُوا الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْيَوْمِ الْآخِرِ وَ لا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ لا يَدِينُونَ دِينَ الْحَقِّ
، تا آنجا كه گويد : صاغرون « 2 » بيامد . تا آنجا كه خبر داريم نخستين كسانى از اهل
هامش
( 1 ) . و با ايشان جنگ مىكنيد تا آنكه كه بر زمين كافر نماند كه مسلمانان را رنجاند و تا آنكه بر زمين جز الله را دين نماند ( سورهء بقره ، آيهء 193 ) . ( 2 ) . كشتن كنيد با ايشان كه نمىگروند به يكتايى خداوند و به روز رستاخيز و
فتوح البلدان ( فارسى ) — صفحة 100 | أحمد بن يحيى بن جابر ( البلاذري ) / محمد توكل