خدايش به وى فرمان دهد . پس خداى تعالى اين آيت نازل كرد كه :
ذلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآياتِ وَ الذِّكْرِ الْحَكِيمِ إِنَّ مَثَلَ عِيسى ( عِنْدَ اللَّهِ ) كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
« 1 » ، تا آنجا كه گويد : الكاذبين .
رسول الله ( ص ) آن را بر ايشان بخواند ، سپس آن دو را به مباهله « 2 » خواند و دست فاطمه و حسن و حسين را بگرفت . يكى از آن دو به ديگرى گفت : فراز كوه رو لكن با وى مباهلت مكن ، چه اگر اين كار كنى به لعنت دچار خواهى شد . گفت : پس مصلحت چه بينى ؟ گفت :
آن بينم كه به وى خراج دهيم و مباهلت نكنيم .
حسين مرا حكايت كرد كه يحيى بن آدم گفت : رونويسى از نامه رسول الله ( ص ) به مردم نجران ، از روى نسخهيى كه مردى از حسن بن صالح نقل كرده بود ، گرفتم و آن چنين است : بسم الله الرحمن الرحيم - اين عهد نامهء پيامبر و رسول خدا محمد است به نجرانيان ، وى را نسبت به همهء ثمرات و زر و سيم و ظروف و بردگان ايشان سلطهيى است ، لكن فضل نمود و آن جمله را به ايشان واگذارد . دو هزار حله هر يك به بهاى يك اوقيه بايد ادا كنند ، در هر ماه رجب هزار حله و در هر ماه صفر هزار ديگر ، كه هر حله را بها يك اوقيه باشد . و آنچه از حلههاى خراج زياده يا
هامش
( 1 ) . اين كه مىخوانيم بر تو از قصهء مريم و عيسى از سخنان خداست و قرآن پاك و محكم و راست . مثل عيسى به نزديك خدا هم چون مثل آدم است ، بيافريد آدم را از خاك آنگه وى را گفت كه مىباش و بود ( سورهء آل عمران ، آيههاى 58 و 59 ) .
( 2 ) . مباهله در لغت به معنى ملاعنه و نفرين متقابل است . تعريف اصطلاحى آن را ابن هشام در كتاب سيرهء خود چنين آورده است : مباهلت آن بود كه دو تن يا دو گروه دعاى بد كنند بر يك ديگر . پس هر يكى كه ظالم باشد حق تعالى وى را رسوا گرداند و نقمت و عذاب خود بر وى فرو فرستد و او را و ذريت وى را مستأصل كند و مستهلك گرداند .