اسلام آورد و آن دارايى براى وى بماند . سويد بن شبيب كلبى گويد :
هيچ قومى از ناكامى و هلاك ايمن نبود چنان كه هودجهاى اكيدر از صحنهء زمين برخاست گويد : يزيد بن معاويه با دختر حريث برادر اكيدر نكاح كرد .
عباس گويد : پدرم از عوانة بن حكم روايت كرد كه ابو بكر به خالد بن وليد كه در عين التمر بود نامهيى نوشت و به وى فرمان داد كه سوى اكيدر رود . پس او به جانب وى رفت و او را بكشت و دومه را فتح كرد . وى پس از وفات رسول الله ( ص ) از آنجا خارج شده و باز به همان جا عودت كرده بود . چون خالد وى را بكشت ، خود به شام رفت . واقدى گويد : چون خالد از عراق به قصد شام برون رفت از دومة الجندل گذشت و آن موضع را بگشود و اسيرانى به دست آورد . بين كسانى كه آنجا به اسارت گرفته شدند يكى ليلى دختر جودى غسانى بود . گويند كه وى در يكى از بلاد غسان دستگير شد و سواران خالد او را برگرفتند . دختر جودى همان است كه عبد الرحمن پسر ابو بكر صديق به وى دل باخت و دربارهاش گفت :
ياد ليلى كردم حال آنكه سماوه « 1 » ميان ما فاصله است ليلى دختر جودى كجا و ما كجا بعد از آن ، ليلى از آن وى شد و با او نكاح كرد . ليلى ، عبد الرحمن را مسخر كرد چنان كه از ديگر زنانش جز او روى
هامش
( 1 ) . نام صحرايى است .