يزدادى جمع كرده و كمال البلاغة ناميده است .
يتيمة الدهر ، ج 4 ، ص 59 ؛ معجم الأدباء ، ج 16 ، ص 219 .
( 39 ) . الدّهر شرّ كلّه . . . .
همهء روزگار شرّ است . چه تمام آن و چه جزءبهجزء آن ؛ اگر ساعتى بخنداند سالى بگرياند ، و اگر يك بدى بياورد آن بدى را سنّت قرار مىدهد ، و هركه از روزگار خويى غير از اين انتظار داشته باشد به كسى مىماند كه از كور چشمى بينا جويد ، و هركه از روزگار ، مهر و سرپرستى بجويد به كسى ماند كه از ديو راهنمايى بخواهد .
( 40 ) . أ لست ترى يا صاح ما أعجب . . . .
اين دو بيت در ديوان شاعر نيامده است .
اللطائف : با اختلاف « الدّهر » به « القبرا » .
اللطائف ، ص 15 ؛ يواقيت ،
B
8 .
( 41 ) . عبيد اللّه بن عبد اللّه بن طاهر
ابو احمد از فرزندان طاهر بن حسين مىباشد . وى اديب ، نويسنده و شاعر بود . بيشتر اشعارش مدح ، اخوانيات و غزل است . در سال 300 ق درگذشته است .
تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 340 ؛ وفيات الأعيان ، ج 2 ، ص 340 ؛ الأغانى ، ج 9 ، ص 40 .
( 42 ) . ألم تر أنّ الدهر يهدم ما بنى . . . .
اللطائف ، ص 16 ؛ لباب الآداب ، ج 2 ، ص 98 ؛ ثمار القلوب ، ص 693 .
( 43 ) . ابن الرومى
ابو الحسن على بن العبّاس بن جريح يا جورجيوس ، معروف به ابن الرومى ، از جانب پدر رومى و از جانب مادر ايرانى بود . در سال 221 ق متولد شد و در بغداد پرورش يافت . زندگى اين شاعر كه پررنج و اندوه بود در سال 283 يا 284 ق به پايان آمد ؛ چون قاسم بن عبيد اللّه بن سليمان بن وهب ، وزير معتضد ، يا پدر اين وزير از بيم آنكه مبادا زبان به هجوش گشايد زهر در طعامش كرد .
از جملهء آثار وى مىتوان از قطعهاى چند در نثر ، نبذة فى تفصيل النرجس و ديوان مفصّلش كه ابو بكر صولى آن را فراهم آورده ، ياد كرد .
وفيات الأعيان ، ج 3 ، ص 42 ؛ تاريخ ادبيات زبان عربى ، صص 394 - 406 .