و كشاجم 144 گويد :
و الخطّ ليس بنافع * ما لم يكن خطّ مصحف 145
و بعضى از حكماى ظرفا گفتهاند : ما چه ديديم از كتاب در دنيا و آخرت ؟ امّا در دنيا بلا رسانيده شديم به آنكه فرايض آن را اقامت كنيد و به حدود و شرايط آن قيام نماييد ، و امّا در آخرت ، آن را بينيم بازكردهء معاصى و گناهان ما ، و آشكاراكنندهء به آنچه نهان در دلها مىداشتيم . 146
و جاحظ همهء كتّاب را ياد كرده است و گفته : لهم أخلاق حلوة ، و شمائل معسولة و ثياب مغسولة « 1 » و تظرّف أهل الفهم و وقار أهل العلم 147 ، فإذا صلوا بنار الامتحان و الاختبار و عرضوا على محكّ الاعتبار ، كانوا كالزبد يذهب جفاء 148 و كنبات الربيع فى الصّيف يحرّكه « 2 » هيف الرياح ، لا يستندون إلى وثيقة و لا يدينون بحقيقة ، أخفر الخلائق لأماناتهم ، و أشراهم بالثمن البخس لعهودهم و ديانتهم ، فويل لهم ممّا كتبت أيديهم و ويل لهم ممّا يكسبون . 149
معنى اينچنين باشد كه : دبيران را خويها شيرين باشد و عاداتى پسنديده و جامههاى پاك /
a
19 / و ظرافت اهل فهم و سكون و آرام اهل علم . پس چون ايشان را به آتش امتحان بگدازند ، چون كف باشند كه با كنار آب افتد و چون گياه بهار كه بادهاى گرم تابستانى او را مىجنباند . نسبت علم ايشان با چيزى ثابت نباشد و در دين محقّ نباشند .
در امانتدارى بدعهدتر مردم باشند و در تزوير خرندهتر ايشان به بهاى كم . پس واى بر ايشان از آنچه نوشت دستهاى ايشان و واى بر ايشان از آنچه كسب مىكنند .
هامش
( 1 ) . ع : نظيفة .
( 2 ) . ع : يعروه .