ط مدح ادب
بزرجمهر گويد : كاشكى دانستمى كه چه چيز دريافت آنكه ادب از او فوت شد يا چه چيز فوت شد از آن كس كه ادب را دريافت .
و گفتهاند : هركه را نقصان حسب بنشاند ، ادب او را برخيزاند . 150
و حكيمى پسر خود را پند مىداد ، گفت : اى پسر ! عزّ سلطان ، روزى تو را سود دارد و روزى زيان دارد ؛ و عزّ مال شدن او زود باشد و سزاوار است مال به منقطع شدن او ؛ و عزّ حسب ، عاقبت آن به خمول و بىنامى كشد ؛ و عزّ ادب ثابت و دايم است .
و قال آخر :
شعر
ليس الفتى كلّ الفتى * إلّا الفتى فى أدبه
و بعض أخلاق الفتى * أولى به من نسبه 151
در ذمّ ادب
گفتهاند : الأدب حرقة لا يخلو منها الأديب . /
b
19 / 152
و خليل احمد 153 گويد :