بدستگاه نزديك و فرمانبردار شدند .
پس از آنكه امنيت و آسايش در كشور مغرب برقرار و از اوضاع داخلى اطمينان پيدا كرد در انديشهء كشورگشايى و توسعهطلبى افتاد و مصلحت در اين ديد كه نخست بمصر حمله كند . تا اين بخش از قارهء افريقا را كه داراى سرمايه و موقعيت استراتژيكى و جغرافيائى ويژهايست به تصرف درآورد ، تا بدينوسيله راه را براى خود هموار سازد و از آنجا براى توسعهء نفوذ و چيره شدن بر بسيارى از كشورها بويژه شامات و حجاز كه در آن عصر در قلمرو اخشيديين فرمانروايان مصر بود استفاده نمايد .
در سال 365 دستور جادهسازى و حفر چاههاى آب در راه مصر را صادر كرد و در هر منزل آسايشگاهى ساختند .
مرگ كافور در مصر و تصميم اجراى نقشهء هجوم به مصر
كافور در سال 357 درگذشت و هنگاميكه خبر مرگش به معز رسيد ، به تداركات جنگى پرداخت و اموالى براى هواخواهان و مبلغينش به مصر فرستاد ، و منويات خود را با آنان در ميان نهاد تا در انديشهء راههاى پيروزى و مناطق سوق الجيشى باشند .
و سپس به فرماندهء لشكر خود « جوهر صقلى » فرمان حمله داد و او را با سربازانش رهسپار كشور مصر كرد .
جوهر سال 358 بود كه به « دقه » يكى از شهرهاى مصر رسيد ، فرمانرواى شهر بدون مقاومت تسليم شد . سپس رهسپار اسكندريه شد و مردم آنجا نيز مقاومت ننموده و به آسانى شهر را تصرف كرد . خبر كه بفسطاط رسيد هيئتى از بزرگان شهر براى گفتگو و مذاكره اعزام و دربارهء تسليم شهر با جوهر بگفتگو نشستند ، و سرانجام به نوشتن اماننامه منتهى