با اهل سنت ، سنى ؛ و با شيعه ، شيعى و حتى با مسيحيين هم مسيحى ميشوند چنانچه در ديباچهء كتاب عبقرية الفاطميين ذكر شده است ، و اينرا تقيه مينامند و لو اينكه ضرورت ايجاب نكند . اما اماميه تقيه نميكنند مگر در جائى كه ضرورت كلى ايجاب كند مانند ترس بر جان يا ناموس و آبرو و مال كه به تفصيل در اين باره سخن گفته شده .
فرق چهارم - نشر دستورات مذهبى اسماعيليه بر پايهاى ويژهء خودشان پىريزى شده است كه پله پله است به اين معنى كه يكدسته از دعوتكنندگان كه تدريجا در مراتب عقائدى ، روى معلومات بسيط ، رو به تكامل ميروند تا به بجائى كه به پايهء « مستجيب » ميرسند ؛ اينان بايد نشر دعوت كنند و پايهء آن هم برمبناى فلسفى ژرفى بنا شده است كه بجز عدهء قليلى از مردم آن را درك نمىكنند ، ( عبقرية الفاطميين . ) در صورتى كه در بين دوازده امامى اين درجات و مراتب نيست ، و اين مطلب گويا بر بسيارى از نويسندگان مشتبه شده است ، زيرا عقائد اين دو فرقه را بهم آميختهاند و از روى ناآگاهى يا تهمت بسيارى از عقائد اسماعيليه را به جعفريه نسبت دادهاند . بهرحال اينك ما درصدد بيان عقائد اسماعيليه و فلسفهء آنها نيستيم بلكه هدف نخستين ما شناساندن دولت فاطمى و آشنائى با زندگى خلفاى آنها در مصر و مراكش و نيز موقعيتشان از نظر تاريخى و اندازهء تأثير آنان در نشر تشيع است ، كه موضوع بحث سوم ما را تشكيل ميدهد .
3 - موقعيت فاطميين از نظر تاريخى :
عبيد اللّه المهدى
در دوره عباسيين شخصى بود مشهور به ابو عبد اللّه شيعى و در بغداد در پستهاى دولتى اشتغال به كار داشت . ابتدا به مذهب جعفرى بود