تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
محكوم ميسازد بطوريكه جنايات بزرگ بنى اميه را در برابر جنايات اينها بر دودمان علوى ناچيز و اندك ميشمارد .
« ما نال منهم بنو حرب و ان عظمت * تلك الجرائم الادون نيلكم »
دودمان حرب در جنايت به پايهء بنى عباس نرسيدند هرچند ستم آن ناپاكان بزرگ بود اما در برابر جرائم بنى عباس - باز ناچيز بود .
« كم غدرة لكم فى الدين واضحة * و كم دم لرسول اللّه عندكم »
چه بسيار نيرنگ‌ها و كارهاى ننگين شما در اسلام روشن و چه بسيار خونهائى كه پيامبر از شما طلبكار است ، كه بايد پس دهيد .
« أ أنتم آله فيما ترون و فى * اظفاركم من بنيه الطاهرين دم »
( آيا بازهم ميتوانيد دم از خدا بزنيد ) و با اينكه ميبينيد چنگ‌هاى خود را به خون فرزندان پيامبر ميآلائيد هنوز باور نداشته و متحيريد .
« يا جاهدا فى مساويهم يكتمها * غدر الرشيد ليحيى كيف يكتتم »
الاايكه ميكوشى بديهاى آنانرا بپوشى مگر مىشود نيرنگ و غدريكه هارون الرشيد دربارهء يحيى برمكى روا داشت بپوشانى - با اينكه بوى خدماتى شايان نموده بود - پس از اين ابو فراس حملهء سخت و بىباكانه به عباسيين ، كليد سراى دل و عقيده مذهبى خود را بما ميدهد تا درون ويرا بنگريم و يقين كنيم كه بروش حقه ميرود . زيرا حضرت كاظم و حضرت رضا عليهما السلام را با اينكه از پيشوايان زيديه و اسماعيليه نيستند ياد مىكند .
« ليس الرشيد كموسى فى القياس و لا * مأمونكم كالرضا ان انصف الحكم »
در سنجش هيچگاه دوران با انصاف حضرت موسى بن جعفر و حضرت رضا ( ع ) را با هارون و مأمون قياس نميكند .
« خلوا الفخار لعلامين ان سئلوا * يوم السؤال و عمالين ان عملوا »
دولتهاى شيعه در طول تاريخ ( فارسى ) — صفحة 107 | محمد جواد مغنية / محمد بحرينى كاشمرى