گامهاى شما با آنان مساوى نيست .
« و لا لكم مثلهم فى المجد متصل * و لا لجدكم معشار جدهم »
اصالت و بزرگوارى كه آنان دارند شما دارا نيستيد و آنچه از شرافت جد آنان داشت ده يك آن را هم جدتان نداشت .
« قام النبى بها يوم الغدير لهم * و اللّه يشهد و الاملاك و الامم »
براى جانشينى ايشان روز غدير خم پيامبر بپاخواست خدا و فرشتگان و مردم گواهند .
« و صبرت بينهم شورى كأنهم * لا يعرفون ولاة الحق ايهم »
شوراى سقيفه پرده جلو چشمان آنان كشيد گويا نميشناسند زمامداران حقيقت بين را .
« تاللّه ما جهل الاقوام موضعها * لكنهم سترو اوجه الذى علموا »
به خدا سوگند مردم جايگاه خلافت را ناآشنا نبودند بلكه خود را بنادانى زده و روى آنچه ميدانستند - پرده كشيدند .
« ثم ادعاها بنو العباس ارثهم * و لا لهم قدم فيها و لا قدم »
بنى عباس ادعاى وراثت نمودند با آنكه نه مقدم بودند و نه قدمى در راه دين برداشته بودند .
« بئس الجزاء جزيتم فى بنى حسن * ابو هم علم الهادى و امهم »
به بنى حسن بد پاداشى داديد با آنكه پدر و مادر آنان پرچم و نشانهء هدايت بودند .
« لا بيعة ردعتكم عن دمائهم * و لا يمين و لا قربى و لا رحم »
شما مردم حتى به اصول عرفى و قانون خويشاوندى هم پايبند نيستيد زيرا نه بيعت و نه سوگند و نه پيوند و نه نزديكى در شما تأثير داشته و نه هم صلهء رحم كه مانع از خونريزى نسبت به آنان بشود .
بدينگونه بنى عباس را سرزنش نموده و آنانرا بمكر و جنايت