در اين شعر ، قصر اضافى صفت بر موصوف ، به وسيلهء « ليس » و « بل » پديد آمده است .
7 -
و ما شاب رأسى من سنين تتابعت * علىّ و لكن شيّبتنى الوقائع
سر من از سالهايى كه پىدرپى بر من گذشت ، پير نگشت . ليكن رخدادها مرا پير ساخت . در اين شعر ، قصر اضافى صفت بر موصوف است . و اين قصر ، به وسيله نفى و لكن ، پديد آمده است .
8 -
إنّ الجديدين فى طول اختلافهما * لا يفسدان و لكن يفسد النّاس
بىترديد ، شب و روز با آمد و شد طولانيشان ، تباه نمىشوند و ليكن مردم ، تباه مىگردند . در اين شعر ، قصر صفت بر موصوف از نوع اضافى است . و شيوهء قصر ، با « لا » و « لكن » است .
9 - لا يألف العلم إلّا ذكّى و لا يجفوه إلّا غبّى
با دانش انس نمىگيرد مگر هوشمند و به آن جفا نمىكند مگر كودن . در اين مثال ، قصر حقيقى صفت بر موصوف ، پديدهء نفى و استثناء است .
10 -
قد علمت سلمى و جاراتها * ما قطّر الفارس إلّا أنا « 1 »
محققا « سلمى » و خدمتگزارانش دانستند كه هيچ كس مگر من ، سواركار را به پهلو نينداخت . « سلمى » نام زنى بوده است و مقصود از « جارات » خدمتگزاران است . در اين شعر ، قصر حقيقى صفت بر موصوف است و طريق قصر ، نفى و استثناء است .
11 -
إنّما الدّنيا هبات * و عوار مستردّة
شدّه بعد رخاء * و رخاء بعد شدّة
دنيا تنها بخششها و عاريههايى است كه بازگردانده مىشود . اين دنيا ، سختى پس از رفاه و رفاه بعد از سختى است . در اين شعر ، قصر اضافى موصوف بر صفت است . « إنّما » طريق قصر است .
12 -
« عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا »
« 2 » بر خداوند ، توكل كرديم . تقديم جار و مجرور مفيد قصر حقيقى صفت بر موصوف است . « إنّما الأعمال بالنيّات » « 3 » كارها تنها وابسته به نيتهاست . « إنّما » در اين مثال پديد آورندهء قصر موصوف بر صفت است . « و إنّما لكل امرى ما نوى » « 4 » همانا
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از عمرو بن معدى كرب است .
( 2 ) . يونس ، 85 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 70 ص 211 و 225 .
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 70 ص 21 و 225 .