تمييز ، مفعول له ، مفعول مطلق ، مفعول فيه و . . .
و القصر من ضروب الإيجاز الذّى هو أعظم ركن من أركان البلاغة إذ أنّ جملة القصر فى مقام جملتين . فقولك : « ما كامل الّا اللّه » تعادل قولك : « الكمال للّه » و « ليس كاملا غيره » و أيضا : القصر يحدد المعانى تحديدا كاملا و يكثر ذلك فى المسائل العلمية و ما يماثلها
و بدان كه : قصر ، يكى از شيوههاى ايجاز ( كوتاه آوردن لفظ و گسترده آوردن معنا ) است . و ايجاز ، بزرگترين پايه ، از پايههاى بلاغت است . و قصر ، در قلمرو ايجاز ، داخل مىشود . چون : جملهء قصر ، جايگزين دو جمله مىگردد . بنابراين ، سخن تو : « ما كامل الّا اللّه » برابر است با جملهء « الكمال للّه » و با جمله « ليس كاملا غيره » و نيز بدان : قصر ، معانى را مرزبندى و مشخص مىكند و اين مرزبندى و تشخص ، در مسائل علمى و مانند آن بسيار است .
تطبيق 1 اجراء و نمونهآورى 1
وضّح فيما يلى نوع القصر و طريقه
در مثالهاى آينده ، نوع قصر و شيوهء آن را بيان كن .
1 -
ما الدّهر عندك إلّا روضة أنف * يا من شمائله فى دهره زهره « 1 »
روزگار ، با وجود تو نيست مگر باغ سرشار و چرا نشده . اى كسى كه خلقوخوى او چونان شكوفه است . در اين شعر ، قصر موصوف بر صفت است . اين قصر اضافى با شيوه نفى و استثناء تحقق پيدا كرده است .
2 -
ليس عار بأن يقال فقير * إنّما العار أن يقال بخيل
اينكه بگويند : نيازمند است ، ننگ نيست . تنها ننگ به اين است كه گفته شود : خسيس است . در اين شعر ، قصر اضافى موصوف بر صفت ، با شيوهء « إنّما » آمده است .
3 -
و إنمّا الأمم الأخلاق ما بقيت * فإن هموا ذهبت أخلاقهم ذهبوا
وجود امّتها فقط وابسته به اخلاق آنها است اگر اخلاقشان تباه گشت آنان نيز نابود
هامش
( 1 ) . اين شعر ، از متنبى است . نگاه كنيد به شرح ديوان متنبى ، نوشته برقوتى ، ج 1 ، ص 314 .