« استنباط » چاپ شده است . كه ما آن را تصحيح كرديم .
17 - بر اشتباه ، آگاهى و هشدار دادن ، همچو سخن خداوند متعال :
« أَ تَسْتَبْدِلُونَ . . . »
« 1 » [ موسى گفت : ] آيا مىخواهيد غذاى بهترى را كه داريد به پستتر از آن ، تبديل كنيد ؟
18 - از باطل آگاه ساختن ، مثل كلام خداى و الا :
« أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ . . . »
« 2 » آيا به اين كران ، سخن توانى آموخت يا اين كوران را به راه خواهى آورد ؟
19 - ابراز اندوه و غمكردن ، مثل اين شعر شمس الدّين كوفى : « ما للمنازل . . . » چه شده خانهها به گونهاى گشته است كه نه ديگر ساكنانش ، بستگان منند و نه همسايههايش همسايههاى من .
20 - آگاه ساختن و هشدار دادن ، نسبت به گمراهى ، مانند كلام خداى برين :
« فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ »
« 3 » پس كجا مىرويد ؟
21 - زياد شمردن ، مثل اين شعر أبى العلاء : « صاح هذه . . . » اى دوست من ، اين گورهاى معاصران ماست كه دشت را پر كرده است . پس گورها و قبرهايى كه از زمان « عاد » بوده ، كجاست ؟
گفتنى است : « صاح » در شعر ابو العلاء مناداى مرخّم است و در اصل ، « يا صاحب » بوده است .
و اعلم أنّ كلّ ما وضع من الأخبار فى صورة الإستفهام فى الأمثلة السّابقة و الآتية تجدّدت له مزية بلاغية زادت المعنى روعة و جمالا إذا عرفت هذا فاعرف أيضا أنّه يستعمل كلّ من الأمر و النّهى و الاستفهام فى أغراض أخرى ، يرجع فى إدراكها إلى الذوق الأدبى و لا يكون استعمالها فى غير ما وضعت له ، إلّا لطريفة أدبيّة ، تجعل لهذا الإستعمال مزيّة يترقى بها الكلام فى درجات البلاغة .
و بدان : جملههاى خبريّهاى كه به گونهء استفهام عرضه شد و يا بعدا ذكر مىشود ، امتياز بلاغى تازهاى دارد كه بر معنى آن ، شكوه و زيبايى افزوده است .
زمانى كه اين را شناختى ، بدان كه : هريك از امر ، نهى و استفهام در هدفهاى ديگرى نيز به كار مىرود ، در شناخت آن هدفها بايد به ذوق ادبى رجوع كرد . استعمال استفهام ، امر و
هامش
( 1 ) . بقره / 61 .
( 2 ) . زخرف / 40 .
( 3 ) . تكوير ، 26 .