نهى در غير معناى وضعيتشان ، تنها براى پديد آوردن شگفتى و زيبندگى ادبى است . با اين زيبايى ، استعمال برترى مىبايد و سخن ، در درجات بلاغت ، بالا مىرود .
توضيح : « روعه » : شكوه ، زيبايى .
« فى غير ما وضعت له » : در غير معناى اصلى و لغوى آن .
« طريفه » : تازگى ، شگفتى .
تطبيق
( اجراء و نمونهآورى )
ماذا يراد بالاستفهام فيما يلى ؟
مقصود از استفهام در اين موارد ، چيست ؟
1 -
أ لستم خير من ركب المطايا * و أندى العالمين بطون راح
آيا شما بهترين كسانى كه بر اسبها سوار مىشوند ، نيستيد آيا كف دست شما بخشندهترين دستهاى جهان نيست ؟ « 1 »
2 -
أنلهو و أيّامنا تذهب * و نلعب و الموت لا يلعب
آيا خويش را سرگرم سازيم با اينكه روزهايمان مىگذرد و به بازى بپردازيم با اينكه مرگ ، بازيگر نيست ؟ در اين شعر ، استفهام ، براى نهى از بازى يا براى تهكم به كار رفته است .
3 -
متى يبلغ البنيان يوما تمامه * إذا كنت تنبيه و غيرك يهدم
كى و چه روزى ساختمان ، به پايان مىرسد زمانى كه تو آن را بسازى و ديگران ، ويران كنند ؟ « 2 » استفهام ( متى ) در اين شعر ، به نظر مؤلف جواهر البلاغه ، براى انكار ، استعمال شده است ولى مىتوانيم : استفهام در اين شعر را براى « استبعاد » بگيريم .
4 -
فعلام يلتمس العدوّ مساءتى * من بعد ما عرف الخلائق شأنى
براى چه دشمن ، غروب مرا مىجويد پس از اينكه همه ، موقعيت مرا شناختهاند .
هامش
( 1 ) . اين شعر از جرير است و در مدح عبد الملك ايراد كرده . مراد از استفهام در اين شعر ، تقرير است . زيرا موقعيت ايراد شعر ، مدح و ستايش بوده است و اين شيوهء استفهامى براى مدح ، رساتر است . اگر جرير ، در مدح عبد الملك بدون استفهام ، گفته بود : « شما بهترين كسانى هستيد كه سوار اسب شدهايد » . آنگاه اين جملهء خبريّه احتمال صدق و كذب داشت . لكن به گونهء استفهام آورده و آن را خبر محتمل ترديد قرار نداده و به صورت حقيقى كه همه مىدانند و مىپذيرند ، عرضه داشته است .
( 2 ) . اين شعر ، از صالح بن عبد القدوس است . نگاه كنيد به : البيان و التبيين ، ج 3 ، ص 223 .