1 - أمر ، مانند سخن خداى متعال :
« فَهَلْ . . . »
« 1 » آيا شما دست برنمىداريد ؟ استفهام در اين آيهء شريفه ، از معناى اصليش خارج شده و معناى امر ، پيدا كرده است . « انتهوا » يعنى دست بكشيد ، دست برداريد .
2 - نهى ، مثل سخن خداوند برين :
« أَ تَخْشَوْنَهُمْ . . . »
« 2 » : آيا از آنان ، مىترسيد خدا بايستهتر است براى اينكه از او بترسيد .
3 - برابر دانستن چون :
« سَواءٌ عَلَيْهِمْ . . . »
« 3 » بر آنان انذار تو و عدم انذار تو يكيست آنها ايمان نمىآورند . در اين آيه مباركه ، استفهام ، براى برابر دانستن و تسويه آمده است .
4 - نفى ، مثل سخن خداى و الا :
« هَلْ جَزاءُ . . . »
« 4 » آيا پاداش نيكىكردن غير از نيكى كردن است ؟ در اين آيهء شريفه ، استفهام ، براى نفى است . بدينسان كه : پاداش نيكىكردن غير از نيكىكردن ، نيست .
5 - إنكار ، چونان سخن خداوند متعال :
« أَ غَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ »
« 5 » : آيا غير خدا را مىخوانيد ؟
در اينجا همزه براى انكار ، استعمال شده است .
6 - و التّشويق كقوله تعالى :
هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ .
7 - و الاستئناس كقوله تعالى :
وَ ما تِلْكَ بِيَمِينِكَ يا مُوسى .
8 - و التّقرير كقوله تعالى :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ .
9 - و التّهويل كقوله تعالى :
الْحَاقَّةُ مَا الْحَاقَّةُ وَ ما أَدْراكَ مَا الْحَاقَّةُ .
هامش
و توضيح مطلب ، اين است كه : انكار نفى و اثبات به معنى نفى آن دو است .
آنگاه نفى اثبات مساوى با نفى است و نفى مساوى با اثبات است . و انكار ، گاه براى تكذيب مىآيد مانندأَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً( قيامت ، 39 ) آيا انسان مىپندارد كه بيهوده آفريده شده است ؟
و گاهى براى نكوهش و سرزنش نسبت به آنچه رخ داده ، استعمال مىشود ، چون :« أَ تَعْبُدُونَ ما تَنْحِتُونَ »آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد ؟ اين آيه ، برگرفته از سخن حضرت ابراهيم است كه در برابر قوم خويش ايراد كرد هنگامى كه ديد آنان بتهاى تراشيده شده از سنگ را مىستايند . امّا تقرير ، غالبا با همزهاى است كه در كنار « مقرر به » در مىآيد « مقرر به » يعنى چيزى كه نسبت به آن ، اقرار گرفته شده است ، مانند سخن تو كه مىگويى : « أفعلت هذا » زمانى كه بخواهى نسبت به فعل ، اقرار بگيرى و مثل سخن تو : « أأنت فعلت هذا » « زمانى كه بخواهى نسبت به فاعل ، اقرار بگيرى . و مانند أخليلا ضربت » در وقتى كه بخواهى نسبت به مفعول ، اقرار بگيرى . تقرير ، گاهى هم به غير همزه مىآيد ، چون : لمن هذا الكتاب و كم لى عليك .
( 1 ) . مائده / 90 .
( 2 ) . توبه / 13 . در اين آيه ،« أَ تَخْشَوْنَهُمْ »به معنى « لا تخشوهم » آمده است .
( 3 ) . بقره / 6 .
( 4 ) . الرحمان / 60 .
( 5 ) . انعام / 40 .