تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
از آن كوچند تيرگى آن را بهمراه ندارند ، و همانا بهره جبروتى ناصبى و پيشواى كفر را ياد نكرد با اينكه شعور و ادراكشان از آنست چون توجه و اعتمادى بدان ندارند و از اين رو بينى كه از شنيدن علم و حكمت نفرت دارند و بر آنها گرانست فهم اسرار و معارف و بهره آنها از اين عالم نباشد جز چون كسى كه مشت باز كند براى آب كه بدهانش رساند و رساننده آن نباشد و نيست دعاء كافران جز در گمراهى ، فراموش كردند خدا را و خداشان بفراموشى سپرد از خودشان و از اين رو بهره آنها از اين عالم بهدر رفت كه دل دادند بجاويدان بودن در زمين و پيرو هوسهاشان شدند . و چون روز فضل آيد و خدا ناپاك را از پاك جدا كند آنگه افاضات عالم جبروت بر او چيره‌اند بجبروت و بالاتر بهشتها بر آيد و بمقربان گرايد و هر كس آثار ملكوت بر او چيره است ، بملكوت بر آيد و با حور و پسران زيبا پيوندد و باصحاب يمين گرايد و آنكه عالم ملك بر او چيره است در افسوس و واويل و خوارى بماند و شكنجه آتش چشد زيرا مرگ او را از آنچه دلخواهش بوده جدا كرده . و اشقياء گرچه به نشانه‌اى از ملكوت روند كه بطفيلى از آن آفريده شدند جز اينكه آنها را با صورت كردار و اخلاق و عقيده خود بدان جا برند و نتوانند از آن جدا شوند و با همانست كه شكنجه شوند و از همسايگيش آزار بينند كه باد گرم و هواى سوزان و سايه دودى و مارها و كژدمها دارد و سوزشهائى كه از گنج كردن نقره و طلا در دنيا و خرج نكردن آنها در دار دنيا در راه خدا و دلبستگى بدانها همراه دارند و با آن پيشانيها ، پهلوها و پشتهايشان داغ شود كه از سمت آنچه براى خود گنج كرديد و بخشيد آنچه را گنج ميكرديد و با آنها است آنچه ميپرستيدند از جز خدا از چوب و سنگ و جانور و جز آن كه ميپنداشتند سودشان دارد و زيان داشته براشان زيرا گفته شود شما و هر آنچه جز خدا پرستيد سنگريزه دوزخيد . و خلاصه هر كس با دوستش باشد ، دوست اشقياء كالاى دنيا است كه