تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
است و زندگيش گاهى كك خدا بفرمان خود ميان آنها را جدا كند و همچنين خدا عز و جل بر آرد مؤمن را در زايشش از تاريكى پس از آنكه اندر نور است و بر آرد كافر را از نور به ظلمت پس از آنكه اندر نور است . و اينست تفسير قول خدا عز و جل ( 70 - يس ) تا بيم دهد آن را كه زنده است و بايست كند فرمان را بر كافران . تبيين : در ساعت يكم الخ ، بقولى چون آفرينش آدم پس از آسمانها و زمين است بطور حتم كه بسيط پيش از مركب است ( آفرينش آنها و خوراكيهايشان در شش روز هفته بوده و همه در جمعه دنبال آن فراهم بودند آغاز آفرينش آدم در ساعت يكم شده ) . و كلمه او همان جبرئيل است كه فرمانرسان او است يا رهنماى مردم است چو كلام او يا اينكه به كلمه ( كن باش ) آفريده شده بىمايه و بقولى مقصود از سماوات درجات بهشت است و بارضين دركات سجين تا موافق اخبار ديگر باشد و بسا مايه را از هر دو جا گرفته باشد ، و بقولى مراد از تربت هر آنچه است كه در آماده شدن مايه پذيراى آفرينش چيزى اثر دارد و طينت و آثار نيروهاى آسمانى نطفه پرور را در برگيرد و هر چه اثر در سبب قابلى دارد . پايان . و بقولى اطلاق تربت بر مأخوذ از آسمانها مجاز است چون منقلب بتربت مىشود ، و دلالت دارد كه زمين هم چون آسمان هفت طبقه دارد چنانچه خدا تعالى فرموده : و خدائى كه آفريد هفت آسمان و از زمين مانند آن ( 12 - الطلاق ) . اينكه فرمود شكافت گل را به دو پاره يعنى خدا يا جبرئيل و شكافنده دانه آفريننده يا دوباره‌كننده آنست . گويم : اين سخن چند تفسير دارد . 1 - شكافتن گل همانست كه در پيش گفته مشتى با دست راست گرفت و ديگرى با چپ و پخش كرد در زمين آنچه در دستش بود از گل زمين و همچنين در دوم كه پاشيدن آن باشد و خدايا جبرئيل گفت بدان چه در كف راستش بود پيش از