تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
همين است مقصود از اينكه فرمود : از يك ديگر برون آورد زيرا مؤمن از پشت كافر بدر آيد و كافر از پشت مؤمن . و تفسير آميزش بآميزش بدنها با هم و كسب اخلاق از هم پر دور است و بقولى مقصود از اينكه آنها را از يك ديگر بر آورد اين است كه چون دو سرشت با هم سودند آنها را از هم جدا كرد و بهشتى را از سرشت بهشتى آفريد و دوزخى را از دوزخى . . . 11 - كافى ( ج 2 ص 5 ) : بسندش از امام صادق عليه السّلام كه خدا عز و جل چون خواسته آدم را آفريند ساعت يكم روز جمعه جبرئيل را فرستاد و با دست راستش مشتى بر گرفت از آسمان هفتم تا آسمان دنيا و از هر آسمانى تربتى دريافت و مشت ديگرى بر گرفت از زمين هفتم بالا تا زمين هفتم فرودين دور دست و خدا عز و جل به كلمه خود فرمود : تا مشت نخست را با دست راستش بر گرفت و مشت ديگر را با چپش و آن گل را به دو پاره شكافت و از مايه زمينى بخشى فشاند و از آسمانى بخشى ، و بدان كه در دست راستش بود فرمود از تو پيمبران و اوصياء و صديقان و مؤمنان و سعادتمندان و هر كه را ارجمند خواهم آفرينم و آنچه خدا فرمود براشان بايست شد ، و بدان كه در دست چپش بود فرمود : از تو جباران و بت پرستان و كافران و سركشان و هر كه خوارى و شقاوتش را خواهم آفرينم و همچنان كه فرمود براشان بايست شد . وانگه هر دو سرشت با هم آميخته شدند و اينست تفسير قول خدا عز و جل : ( خدا شكافنده دانه است و هسته 65 - الانعام ) و دانه سرشت مؤمنانست كه مهر بار است و هسته سرشت كافران دور از هر نيكى و همانا نوى بمعنى هسته ناميده شده براى آنكه از هر نيكى بدور است و بر كنار و خدا عز و جل فرمود « برادر زنده از مرده و مرده از زنده » و زنده آن مؤمن است كه از سرشت كافر آيد و مرده كه از زنده برآيد كافرى كه از سرشت مؤمن در آيد و زنده مؤمن است و مرده كافر كه خدا فرمود : آيا آنكه مرده است و زنده‌اش كرديم ( 122 - الانعام ) و مرگش آميزش با سرشت كافر