تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
روحش را بهدايات خاصه و الطاف نيكى آورد و آن هم پس از حسن اختيار خودش و وسائل اين سرانجام . . . و مقصود از گل چسبنده بسا كه چسبيدن آنها بامامان خود باشد و چسبيدن سرشتشان بسرشت آنان كه خدا ميانشان جدائى نيندازد ، يا اينكه شاخه آن سرشتند . و در اين جهان و ديگر سرا بدان پيوستند و پيرو آنند و « حمأ مسنون » گل سجين است ، و مستضعفان از خاكند يعنى خاكى كه با آب زلال آميخته نشده مانند سرشت پيمبران و نه به آب بد بوى تلخ و شور مانند سرشت ناصبان و كافران . و گويا اين راه جمعى است ميان تعبيرهاى مختلف آيات كريمه قرآن در بيان آفرينش انسان زيرا آنچه گويد آدمى از حمأ مسنون است همان ناصب است و آنچه گويد از گل چسبنده است همان شيعه است و آنچه گويد از خاك است آن مستضعفانند ، و بسا مراد اينست كه همه اين سرشتها در پيكر آدم در آمدند تا براى همه اين امور و همه اقسام آماده باشد يا مراد از آفرينش هر صنفى از سرشتى اينست كه در نطفه كه مايه او است در آيد و يا اينكه آن نطفه از آن سرشت باشد و وجه وسط بهتر است و روشنتر براى روايت . شيخ در مجالس خود بسندش تا رسول خدا كه در فردوس چشمه‌ايست شيرينتر از عسل و نرمتر از كره و سفيدتر از برف و خوشبوتر از مشك كه در آن سرشتى است خدا عز و جل ما را از آن آفريد و شيعه ما را هم از آن آفريد و هر كه از آن سرشت نيست از ما و از شيعه ما نيست و همانست پيمانى كه خدا عز و جل بر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام گرفته . عبيد ( راوى حديث ) گويد : اين حديث را براى محمد بن حسين گفتم و گفت : يحيى بن عبد اللَّه به تو راست گفته و چنين خبر داد مرا از پدرم از جدم از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله ، عبيد گفت دلم ميخواهد اگر اين حديث نزد تو تفسيرى دارد برايم بگوئى گفت : براى خدا فرشته‌ايست سرش زير عرش و دو گامش در ژرف زمين منقسم است ، ميان دو ديده‌اش به اندازه كف دست يكى از شما است ، چون خدا خواهد آفريده‌اى را با دوستى على بن ابى طالب آفريند فرمان دهد آن فرشته را تا از آن سرشت برگيرد و