تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
دورى او تكبر است ، و نه نزديكى او فريب و هرزه درآئى ، بلكه پيروى كند از خيرمندان پيش از خود ، و پيشوا و رهبر باشد براى هر كه پس از او است از مردم نيك و نيكوكار . فرمود : در اينجا همام يك شيون زد و افتاد و از هوش رفت ، و امير مؤمنان فرمود به خدا من از اينش ترسان بودم و فرمود : چنين كند پندهاى رسا با اهلش . يكى به او گفت : پس تو را چه شود يا امير مؤمنان ( كه خود زنده ماندى ) فرمود : هر عمرى را سر رسيديست كه از آن نگذرد ، و سببى است كه از آن تجاوز نكند ، آرام باش اى گوينده و بازگو مكن كه همانا شيطان بزبانت دميد اين گفتار را . بيان : روايت همام بنقل از نهج البلاغه و مجالس صدوق با اختلاف بسيارى خواهند آمد ( بلكه در شماره 50 گذشتند و چنان برآيد كه مصنف روايت كافى را بر آورده و تفسير كرده و شرح داده كه حديث همام را از نهج و امالى بدان ملحق سازد و با تفسير و شرح آن و بر نسخه نويسان اشتباه شده و آنها را پيش انداختند و اين باب دچار تكرار شده از پاورقى ص 367 ) . و در آنست كه همام گفت پرهيزكاران را برايم وصف كن ، و مىشود پرسش از اوصاف مؤمنان و پرهيزكاران هر دو نموده باشد و در روايتى نخست ياد شده و در ديگرى دوم . همام بفتح هاء و تشديد ميم ميانه و بقول قاموس بر وزن غراب پادشاه و الا همت و سيد شجاع و سخاوتمند را گويند و بر وزن شداد نام حارث و پسر زيد و پسر مالك از صحابه‌اند . و آنچه در دو روايت پيش است كه امام عليه السّلام در پاسخ او گرانى كرد سازگارتر است بدان چه در آخر خبر است كه : البته من ميترسيدم از آن به روى ، در قاموس نسك را با سه حركت حرف اول و با دو ضمه بعبارت تفسير كرده و هر حق الهى ، و بقولى در اينجا بمعنى مواظبت بر عبادت است ، و مجتهد يعنى كوشا در عبادت . . .