و گويم : كيس بر وزن سيد است و فطن بفتح فاء و كسر طاء و خبر را معرفه آورده با الف و لام و ضمير در وسط آورده براى دلالت بر حصر مؤمن در دلدارى اين دو وصف و براى تأكيد ، و گويا فرق ميان زيرك و هوشمند اينست كه زيركى بآفرينش است ، و هوش بتجربه ، يا اولى در امور كلى است و دومى در جزئيات و بسا هر دو يك معنا دارند و براى تأكيد باشد .
وسعت صدر كنايه از بسيارى دانش و وفور بردباريند .
ذلت نفس اينست كه جاه طلب نيست و براى مردم فروتن است و خود را از هر كه پستتر دانند و بقولى يعنى نفس اماره و سركش او رام شده براى روح مقدس او و خلاف نفس شيوه او شده بمعنى دوم ذلت بمعنى رام بودنست و بمعنى يكم بمعنى خوارى و زبونى .
جلوگير است از خودش يا ديگرى يا هر دو .
از هر نابودشونده كه همه امور دنيا است كه در معرض نابودى و فنا است .
و وادارى نيز خودش را يا ديگرى را يا هر دو را .
لاحقود : نه پر كينهورز است ، و اين نه براى مبالغه در نفى است نه نفى مبالغه چنانچه در تفسير قول خدا : و نيستم من پر ستمكار ببندهها ( 29 - ق ) گفتند و ثبوت اصل فعل لازم نيايد ، و همچنين در عبارات ديگر ، و بسا اشاره باشد كه كمياب از آنها با ايمان منافات ندارد .
و لا وثاب : يعنى به روى مردم نجهد بستيزه و معارضه . . .
جوهرى گفته : كار رياء و سمعه كرد يعنى براى اينكه مردم بينند و شنوند .
غم طولانى دارد : براى آنچه در پيش دارد از سختى جان كندن و هراسهاى گور و ديگر سرا .
بعيد الهم : يا تأكيد عبارت پيش است زيرا غم و هم بهم نزديكند و همت گمارد بچيزهاى دور كه در آخرت باشند ، يا اينكه بلند همت است و به امور پست دنيا نپردازد يا در سعادت باقيه و كمالات نفسانيه هم به پست آنها خشنود نباشد و مقامات عاليه را
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٩٥