تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
دلش خاشع ، در ياد پروردگارش باشد ، از گناهش ترسان و نفسش قانع ، نادانيش نهان ، كارش آسان ، نگهدار دينش باشد و مرده شهوت ، خشم فرو خور ، پاك خلق ، آسوده همسايه ، اندك تكبر ، محكم صبر ، بسيار ذكر ، محكم كار . از سپرده خود بدوستانش نگويد ، و گواهى را براى دشمن نهان ندارد ، كارى درست را بخودبينى نكند ، از روى شرم آن را واننهد ، آرزوى خير از او دارند ، و از شرش آسوده‌اند ، اگر در غافلان باشد از ذاكران نوشته شود و اگر از ذاكرانست در غافلان نوشته نشود . بگذرد از آنكه ستمش كند ، و ببخشد بدان كه محرومش سازد ، و پيوندد بدان كه از او ببرد ، حلمش ناياب نشود ، و در آنچه شك دارد نشتابد ، و از آنچه بر او روشن شده چشم پوشد ، نادانيش دور است ، گفتارش نرم ، مكرش نهان ، احسانش نزديك ، گفتارش راست ، كارش خوب خيرش روآور ، شرش در گذر . در پيشامدهاى لرزاننده با وقار است ، در بد آمدها شكيبا ، و در رفاه و خوشى پر شكر ، ستم نكند بدان كه دشمن دارد و گناه نورزد براى دوست ، دعوى نكند آنچه از او نيست ، و انكار نكند حقى را كه بر او است . حق را پذيراست بىگواه ، آنكه حفظش بايد ضايع نگذارد ، و القاب بد نپراند به كسى ستم نكند ، حسد نورزد ، بهمسايه زيان نزند ، در مصائب شماتت نكند ، زود درستكار است ، پردازنده سپرده‌ها است ، كند است در كارهاى زشت ، به خوبى وادارد ، از زشتى باز دارد ، ندانسته دست بكارى نزند ، در انجام حق درمانده بدر نرود . اگر خموش ماند غمناك نباشد از آن ، و اگر گويد خطا نباشد ، و اگر خندد آواز آن از گوشش نگذرد ، بدان چه برايش مقدر شده قانع است ، خشم او را از جا بدر نكند ، و هوس بر او چيره نگردد ، و دريغ او را مقهور نكند ، و در آنچه از او نيست طمع نورزد . با مردم در آميزد تا بداند ، خموش ماند تا سالم زيد ، و بپرسد تا بفهمد ، و بررسى