تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
با آنچه در نهاد آنها درآيد از ياد مرگ و هراسهاى رستاخيز كه دلشان را پريشان كند . و بردباريشان را پراكنده سازد ، و خودشان را بگسلد ، و چون استوار شوند بسوى خدا شتابند با كارهاى نيكو . براى خدا بكم خشنود نباشند ، و شايان را بزرگ نگيرند و بيش ندانند ، خود را تهمت زنند ، و از كردار خود نگرانند اگر از يكيشان تمجيد شود ترسد از آنچه گويند ، و آمرزشخواهد از خدا از آنچه ندانند ، و گويد من خود را بهتر دانم از ديگر و خدايم به من داناتر است از خودم ، بار خدايا مگيرم بدان چه گويند ، و بهتر سازم از آنچه پندارند ، و بيامرز برايم آنچه ندانند ، زيرا تو پرنهانها را دانى و عيبها پوشانى . و نشانه هر كدام كه در او بينى قوت در دين ، و حزم بالين ، و ايمان با يقين و حرص در علم ، و فهم در فقه و علم با حلم ، و كسب به آرامى ، و مهرورزى در هزينه ، و ميانه روى در توانگرى ، و خشوع در عبادت ، و تحمل در فاقه و ندارى ، و صبر بر سختى و رحمت در دسترنج ، و بخشش در راه حق ، و نرمش در كسب ، و جستن حلال ، و نشاط در رهيابى ، و دورى از طمع ، و نيكى براستى و چشم پوشى از شهوت . فريبش ندهد ستايش آنكه او را نداند ، و شماره آنچه خود دارند وانگذارد ، خود را در كردار سست انگارد ، و كارهاى خوب كند و ترسان باشد ، شام كند و هم او شكر است ، و صبح كند و كارش ذكر ، شب گذراند با حذر ، و بامداد كند بشادى ، حذرش از غفلت است ، و شاديش از آنچه بدست آورده از فضل و رحمت . اگر نفس او بر او چموشى كند خواستش را ندهد در آنچه به او زيان زند ، شاديش در آن باشد كه جاويد ماند ، و روشنى چشمش در آنچه هميشه باشد و نابود نشود ، دل بدان دارد كه ماند ، نه در آنچه نماند . دانش را ببردبارى آميزد ، و بردبارى را بخرد ، بينى كه تنبلى از او بدور است ، نشاطش پيوسته است ، آرزويش نزديك و لغزشش كم ، در انتظار مرگ خود است ،