شكر خدا است ، و صبح كند و همتش ذكر است .
شب گذراند در حذر كردن ، و صبح كند شادمان ، خدا از آنچه بايدش از بيخبرى و شادى بدان چه رسدش از فضل و رحمت الهى ، اگر نفسش سركش باشد در آنچه بد دارد ، نياز او در آنچه خواهد بر نيارد ، چشم روشنى او در نعمت بىپايانست ، و زهدش در آنچه نميماند ، دانش را ببردبارى آميخته و گفتار را بكردار بينى كوتاه آرزو است و كم لغزش ، دلش ترسان ، و نفسش قانع است ، كم خوراك و كارش آسانست دينش محفوظ ، و شهوتش مرده است ، و خشمش فرو خورده ، خير او را آرزو دارند ، و از شر او آسودهاند .
اگر ميان غافلان باشد او را از ذاكران نويسند ، و اگر در ذاكران او را از غافلان ننويسند ، بگذرد از آنكه ستمش كند ، و ببخشد به آن كه محرومش سازد ، و پيوندد بدان كه از او ببرد ، دشنام از او دور است ، و گفتارش نرم و هموار ، زشتى و زشتكارى از او نهانست ، و احسان و كار خوب او عيان ، خير او رو آورده و شر او پشت داده و رفته .
در لرزشها باوقار است ، در بد آمدها شكيبا ، در خوشى و رفاه پرشكرگزار ، ستم نكند بر آنكه دشمن دارد و گناه نكند براى آنكه دوستش باشد .
به حق اعتراف كند پيش از آنكه بر او گواهى دهند ، ضايع نكند آنچه را بايد نگهدارد ، و فراموش نكند آنچه بيادش بايد كسى را بنام بد نخواند ، و بهمسايه زيان نزند ، و به آسيبها كه بيند سرزنش نكند ، و در باطل در نيايد ، و از حق بدر نشود ، اگر خموش ماند اندوه از خموشى ندارد ، و اگر خندد قهقهه نزند ، اگر به دو تجاوز شود و ستم گردد شكيبا باشد تا خدا براى او كين كشد و انتقام جويد .
خود را در رنج دارد ، و مردم از او در آسايشند ، خود را براى ديگر سرا در رنج افكند ، و مردم را از خود آسوده سازد ، از هر كه دورى كند براى زهد در دنيا و پاكى از آلودگى باشد ، و بهر كه نزديك شود نرمش و مهرورزى دارد ، دور كردنش از
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 252
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٢