شنيده بودند .
همه مؤمنند به ظاهر و بسا پرسيده است كه آيا هر دو گروه مؤمنند يا نه ؟
سربزيرى براى دشوارى اين صفات و آراستگى بدانها بود ، كه پس از شنيدن دانستن براشان بدتر بود چنانچه در حقوق اخوان گذشت . و بقولى براى انديشه در حال قريش بوده كه در آينده با اوصياء و خاندانش چه خواهند كرد .
حاضر نمازند و آن را به جماعت پردازند ، و شتاب در زكات دارند و در آغاز وقت پردازند ، و در مجالس صدوق دنبال آن آمده : حج خانه خدا كنند ، و روزه ماه رمضان گيرند ، و آن روشنتر است براى اينكه شماره بيست تمام شود ، و بنا بروايت كافى زورگوئى شده كه دنبال جنازه رفتن دو تا باشد ، دعاى آخر خبر هم اشاره بخصلت تقوى بايد تا شماره تمام باشد .
پاكيزهكننده جامهء كهنه خود باشند كه روايت شده در تفسير قول خدا ( 5 - المدثر ) و جامهات را پاك كن كه طبرسى « ره » ( در مجمع البيان ج 10 ص 285 ) گفته :
جامهء تنت را پاكدار از نجاست براى نماز خواندن ، و بقولى جامهات را كوتاه دار كه از امام صادق عليه السّلام روايت شده ، زجاج گفته : چون جامه كوتاه از نجاست دور تر است ، زيرا چون بلند باشد و به زمين كشيده شود بسا باشد نجس شود ، و در روايت ابى بصير امام صادق عليه السّلام فرمود : على عليه السّلام فرموده : شستن جامه اندوه و غم را بر دو پاكيزگى نماز باشد ، و بالا زدن جامه پاككننده آنست و خدا فرموده : و جامهات را پاك كن يعنى بكمر بزن .
گويم : مىشود اين را بيان دو خصلت دانست يكى تطهير و ديگرى قناعت بجامه كهنه ، و در اتمام عدد اثر دارد .
در مجالس آمده آنان كه ناخنهاشان پاكيزه است ، و آن هم وجهى دارد .
كمر خود را بندند با ازار براى احتياط در پوشيدن عورت زيرا كه آنان زير جامه نمىپوشيدند ، يا براى فراهم كردن جامهها ، و آنچه برخى فقهاء توهم كردند
بحار الأنوار ( ج 64 ) ( اخلاق اسلامى ) ( فارسى ) — صفحة 221
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٢١